مدل پنج عاملی شخصیت چیست؟

تألیف شده در تیم ۱۰۰۰۰روز

معمولا هر رویکردی که به بررسی شخصیت می‌پردازد، مدل یا تئوری‌ای را برای توضیح مفهوم شخصیت، تدوین می‌کند که این مدل‌ها غالبا اساس طراحی آزمون‌های شخصیت قرار می‌گیرند. تا کنون مدل‌های مختلفی برای شخصیت ارائه شده است و یکی از این مدل‌ها، مدل پنج عاملی است که اعتبار بیشتری نسبت به سایر مدل‌ها در بین جامعه آکادمیک دارید. از این روی می‌خواهیم این مدل را به صورت کامل توضیح دهیم.

این مدل که تحت عنوان مدل پنج عاملی[1]Five-Factor Model یا پنج عامل بزرگ شخصیت[2]Big Five personality traits شناخته می‌شود بر اساس نگاه صفت محور به شخصیت ایجاد شده شده است. بر اساس این مدل، آزمون‌های بسیاری طراحی شده است که آزمون NEO، یکی از آن‌هاست. البته این آزمون خود، نسخه‌های مختلفی دارد.

مدل پنج عاملی، حاصل تحقیق محققان بسیاری به شمار می‌رود اما گوردون آلپورت[3]Gordon Allport، ریموندکتل[4]Raymond Cattell و لوئیس گلدبرگ[5]Lewis Goldberg را می‌توان از افراد اصلی این گروه بزرگ دانست.

توسعه این مدل بر پایه کارهای آلپورت آغاز شد. وی ابتدا از لیستی با ۱۸,۰۰۰ صفت آغاز کرد که شامل تمام صفات موجود در لغت­‌نامه بود که به نحوی به توصیف یک فرد می­‌پرداخت. سپس خود، آن لیست را به ۴,۵۰۰ صفت کاهش داد. پس از آن، کتل، این لیست را به فهرستی ۱۶ صفتی تبدیل و بر اساس آن، آزمون ۱۶PF را تدوین کرد. نهایتا گلدبرگ این لیست ۱۶ صفتی را به پنج صفت رساند. در طی تمام این مراحل، از روش تحلیل عاملی برای غربال کردن صفات استفاده شد.

این مدل، شخصیت را بر اساس ۵ عامل شخصیتی بررسی می‌کند که هر یک از این عوامل، مجموعه‌ای از ۶ صفت هستند. کتاب آزمون‌های روانشناختی، این عوامل و خرده‌مقیاس‌ها و ویژگی‌های هر یک را اینطور توضیح می‌دهد:

عامل گشودگی به تجربه‌ها (Openness to experience)

افرادی که در این عامل نمرات بالایی کسب می‌کنند، در جست‌وجوی کسب تجربه‌ها جدید و ماجراجویانه و ارضای کنجکاوی خود نسبت به دنیای پیرامونشان هستند. این افراد معمولا خودآگاهی بالاتری دارند، احساسات مثبت و منفی بسیاری را تجربه می‌کنند و مستعد عقاید و تجارب عجیب و غیرمعمول هستند که گاها می‌تواند دردسرساز باشد. برای مثال ممکن است دست به کارهای پرهیجان و خطرناک بزنند یا به سمت مکتب­‌ها و فرقه­‌های عجیب و ناهنجار کشیده شوند. نمره بالا در این شاخص، معمولا نشانگر هوش بالاتر و موفقیت‌های تحصیلی بیشتر است.
افرادی که در این عامل نمرات پایینی کسب می‌کنند، موفقیت را در پشتکار و ثابت قدم بودن می‌دانند. این افراد را معمولا تحت عنوان عمل‌گرایان می‌شناسیم. آن‌ها متعارف و محافظه‌کار به نظر می‌رسند، به موضوعاتِ رایج تمایل بیشتری دارند تا موضوعات نادر و هیجانات و پاسخ‌های عاطفیشان معمولا آرام یا غیرقابل رویت است.

تخیل (Imagination)

تصورات روشن و زندگی تخیلی فعال از ویژگی‌های این خرده مقیاس است. در این بخش، تخیل راهی برای فرار از واقعیت نیست بلکه ابزاری برای ایجاد یک دنیای درونی جذاب است.

زیبایی شناسی یا زیبایی پسندی (Aesthetics)

افراد در این زیرمجموعه، درک عمیق‌تری از هنر و زیبایی دارند و به آن جذب شده و توسط آن هیجان‌زده می‌شوند البته خود لزوما هنرمند نیستند.

احساسات یا عواطف (Feeling)

درک بهتر و عمیق‌تر موقعیت‌های هیجانی، شدت و برجستگی بالای احساسات منفی و مثبت، اهمیت بسیاری برای هیجانات قائل شدن و توانایی درک درست عواطف و هیجانات خود، از ویژگی‌های مربوط به این خرده مقیاس است.

اعمال یا کنش‌‌ها (Actions)

تمایل به تجربه فعالیت‌های مختلف، رفتن به جاهای جدید و خوردن غذاهای غیرمعمول، ترجیح دادن تازگی و تنوع بر امور معمول و روزمره و انعطاف نسبت به تغییرات را می‌توان از صفات اصلی این زیرمجموعه دانست.

عقاید یا دیدگاه‌ها (Ideas)

این افراد، کنجکاوی‌هایی روشن‌فکرانه دارند، مایلند ذهنیتی باز داشته و نظرات جدید یا غیرمعمول را درک کنند و از بررسی دیدگاه‌های فلسفی و چالش با مباحث انتزاعی لذت می‌برند.

ارزش‌ها (Values)

 آمادگی برای بازبینی و تجدیدنظر درمورد ارزش‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی ویژگی اساسی این خرده مقیاس است.

عامل وجدان و مسئولیت‌پذیری (Conscientiousness)

افراد با وجدان و مسئولیت‌پذیری بالا، معمولا سخت‌کوش، دقیق، وسواسی و متمرکز هستند و اعمال خود را بر اساس برنامه‌ریزی پیش می‌برند. آنان به عنوان افرادی وظیفه‌شناس شناخته می‌شوند که برای خود هدف‌هایی معین دارند و برای آن مصرانه تلاش می‌کنند و کارآیی بالایی از خود نشان می‌دهند. این عامل گاهی تمایل به موفقیت نامیده می‌شود.

سطح پایین وجدان، معمولا در افراد خودانگیخته و منعطف دیده می‌شود. افرادی که چندان چهارچوب‌مدار و قانون‌مند نیستند و کارشان را بر اساس انگیزه‌های خودجوش پیش می‌برند نه اهداف معین. این افراد در انجام کارها دقت کافی ندارند و برای رسیدن به اهداف خود خیلی مصر و پیگیر نیستند.

کفایت یا شایستگی (Competence)

این خرده مقیاس ارتباط بالایی با عزت نفس و اتکا بر خود دارد. افردی که در این زیرمجموعه نمره بالایی کسب می‌کنند، قضاوت مثبتی از توانایی، عقل و تدبیر خود دارند.

نظم و ترتیب (Order)

این افراد معمولا تمیز و آراسته و دارای سازماندهی رفتاری مناسبی هستند، برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلند مدت دارند و می‌توانند خود را به خوبی مدیریت کنند.

وظیفه‌شناسی (Dutifulness)

پایبندی به اصول اخلاقی، انجام دقیق تعهدات اخلاقی، مسئولیت‌پذیری، اخلاق‌مداری و نظارت وجدان بر کنش‌های فردی از ویژگی‌های این زیرمجموعه به شمار می‌رود.

تلاش برای موفقیت (Achievement-striving)

این افراد از خودت توقع بسیاری دارند و برای تحقق آن، تلاش بسیاری می‌کنند. گاها این این دسته از افراد را معتاد به کار می‌نامند، کسانی که اهدافی مشخص داشته و برای رسیدن به آن، به شکلی سالم تلاش می‌کنند.

خویشتن‌داری و نظم درونی (Self-discipline)

آغاز یک کار و انجام کامل آن، با وجود تمام سختی‌ها و چالش‌ها به معنای نظم شخصی و درونی است. این افراد می‌توانند به خود برای شروع کردن، ادامه دادن و به پایان رساندن یک کار، انگیزه بدهند و با هر محرکی، گیج و سردرگم نمی‌شوند.

محتاط در تصمیم‌گیری (Deliberation)

تامل بالا و احتیاط در کار، تمایل به داشتن تفکری سنجیده و دقیق قبل از عمل و انعطاف‌پذیری پایین برنامه‌ها، از ویژگی‌های مهم این زیرمجموعه است. این افراد ممکن است در مواقع لزوم، نتوانند به سرعت تصمیم بگیرند.

عامل برون‌گرایی (Extroversion)

افراد با نمره بالای برون‌گرایی، عموما فعالیت‌ها و روابط گسترده و متعدد (ولی نه چندان عمیقی) دارند. البته این بدان معنا نیست که برون‌گراها افرادی سطحی هستند، بلکه صرفا روابط آن­‌ها معمولا عمیق نیست و در عوض متعدد و گسترده است. این افراد، انرژی روانی خود را از محیط و از تعاملات و فعالیت‌های بیرونی دریافت می‌کنند، معمولا مهارت بالایی در صحبت کردن داشته و بیشتر به رهبری جمع متمایلند. افراد با نمره بالای برون‌گرایی معمولا پرانرژی، فعال، قاطع، امیدوار به موفقیت در آینده و پذیرا تلقی می‌شوند.
افراد با نمره برون‌گرایی پایین، بخش زیادی از انرژی روانی خود را از محیطی شخصی که برای خود ساخته‌اند و از درونشان کسب می‌کنند. این افراد معمولا روابط کمتر ولی عمیق‌تری دارند، محافظه‌کار، محتاط و مستقلند، کنجکاوند و علاقه زیادی به پژوهش دارند. آن‌ها نیازمند زمان‌هایی هستند که به تنهایی بگذرانند و فعالیت‌های فردی را به فعالیت‌های گروهی ترجیح می‌دهند. البته این، به معنای تنبل، کند، دوست نداشتنی یا خجالتی بودن این افراد نیست.

نکته قابل توجه این است که مدل پنج عاملی بر خلاف برخی مدل‌­ها و آزمون­‌های شخصیتی دیگر، به دو قطب متضاد درون­‌گرایی و برون­‌گرایی معتقد نبود. چراکه باور داشت این جبه‌ه­سازی، افراد را در گروه‌­هایی محدود دسته‌­بندی می‌­کنند و دقت و اعتبار سنجش را کاهش می­‌دهند. این در حالی است که چیزی به نام درون­‌گرایی وجود ندارد و آنچه هست، کم بودن میزان برون­‌گرایی­‌ست؛ همان‌طور که چیزی به نام تاریکی وجود ندارد و آنچه ما آن را تاریکی می­‌نامیم، درواقع کم بودن نور است. اگر از یک طیف، از برون­‌گرایی شدید به برون­‌گرایی خفیف حرکت کنیم، می‌­توانیم درجات بی­‌شمار و دقیقی را برای بررسی شخصیت افراد به کار ببندیم.

گرم بودن (Warmth)

ارتباطی دوستانه با دیگران و علاقه‌ای صادقانه به آن‌ها و برقراری آسان روابط گرم و دوستانه از ویژگی این افراد به شمار می‌رود. سر دیگر این طیف، افرادی لزوما کینه‌توز یا با رفتاری دشمنانه وجود ندارند؛ بلکه در روابط خود با دیگران، محافظه‌کارند و تمایل دارند فاصله نسبی با آن‌ها را رعایت کنند.­ 

معاشرتی بودن (Gregariousness)

این افراد از بودن در جمع لذت می­‌برند، در میان دیگران احساس شادمانی داشته و از همکاری اجتماعی لذت می­‌برند.

ابراز وجود و جرات­‌مندی (Assertiveness)

جرات و قدرت ابراز وجود و صراحت بالا، توانایی رهبری و پیشگام بودن در یک گروه و تمایل به قرار گرفتن در مرکز کار و نه حاشیه، از ویژگی­‌های مربوط به این خرده مقیاس به شمار می­‌رود.

فعال بودن (Activity)

این افراد معمولا پرانرژی بوده و دائما در حال فعالیت هستند. زندگی پرتحرکی دارند و ریتم کارهایشان تند و سریع است. افرادی که در این خرده مقیاس نمره پایینی کسب می­‌کنند، لزوما تنبل نیستند بلکه ترجیح می­‌دهند با آهنگی آرام‌­تر و فراغت بیشتری به انجام کارهایشان بپردازند.

هیجان­‌خواهی (Excitement seeking)

تمایل بسیار به تجربه هیجانات بیشتر و شدیدتر، محیط‌­ها‌ی شلوغ و رنگ‌­های روشن از ویژگی­های افرادی ­ست که در این زیرمجموعه نمره بالایی به دست می‌­آورند.

هیجان مثبت (Positive emotions)

تمایل به تجربه عواطف مثبت مثل شادی، لذت، عشق و علاقه، خنده‌­رو بودن و به راحتی خندیدن، روحیه‌­ی شاد و خوش‌بینی از ویژگی­‌های اساسی خرده مقیاس هیجان مثبت است. افرادی که در این زیرمجموعه نمره پایینی کسب می­کنند، لزوما غمگین یا ناشاد نیستند بلکه صرفا شادی را کمتر نشان می‌­دهند و ظاهری آرام‌­تر دارند.

عامل سازگاری و توافق (Agreeableness)

افراد با سازگاری بالا، معمولا مهربان، همدل، نوع‌دوست، متواضع و سخاوت‌مند هستند و خود را در برابر دیگران مسئول می‌دانند. این افراد توانایی رهبری بالایی داشته و عموما از محبوبیت بالایی برخورداند. نگاهی مثبت و امیدوارانه به انسان دارند و به منافع دیگران اهمیت می‌دهند.
افرادی که در این عامل نمره پایینی کسب می‌کنند، معمولا خود را برتر از دیگران دانسته و از جمع­‌ها کناره­‌گیری می‌­کنند. آن‌ها اعتماد چندانی به دیگران و انگیزه‌ها و اهدافشان ندارند. خودمحورند و بیشتر مایل به رقابت هستند تا همکاری. در مورد دیدگاه‌های اجتماعی خود، سرسختی بالایی نشان می‌دهند. این افراد نگاهی همدلانه به دیگران ندارند و گاها ممکن است از آن‌ها برای رسیدن به مقاصد خود، سواستفاده کنند.

اعتماد (Trust)

 این افراد به حسن نیت دیگران و قابل اعتماد و درست‌کار بودن آنان باور دارند.

رک‌گویی و سادگی (Straightforwardness)

رک، بی‌ریا، صاف و ساده هستند. آن‌ها بر خلاف کسانی که نمره پایینی در این خرده مقیاس می‌گیرند، از نظر اجتماعی ناپخته به نظر می­‌رسند و نه زیرک. این افراد ممکن است با مقاومت کمتری تحت کنترل دربیایند. دیگران معمولا می‌توانند به راحتی آن‌ها را دست بیندازند.

نوع‌دوستی (Altruism)

توجه به دیگران، اهمیت دادن به منافع آن‌ها، و تمایل به کمک کردن به افراد نیازمند، از خصوصیات بارز این زیرمجموعه به شمار می‌رود.

همراهی (Compliance)

افرادی که در این خرده مقیاس نمره بالایی کسب می‌کنند، قادرند در تعارضات بین فردی، به خوبی خشم خود را کنترل کرده، تواضع به خرج داده، دیگران را ببخشند و خطای آن‌ها را فراموش کنند.

تواضع (Modesty)

فروتنی، توانایی نادیده گرفتن منافع خود، گرایش به دیگران و نیازهایشان از ویژگی‌های مهم این زیرمجموعه است. این افراد لزوما اعتماد به نفس پایینی ندارند و همچنین تمایلی به صحبت کردن در مورد دستاوردهایشان نشان نمی‌دهند.

درک دیگران و همدلی با آن‌ها (Tender-mindedness): این خرده مقیاس به توانایی همدلی اشاره دارد. اینکه فرد تا چه اندازه می‌تواند احساسات دیگران و دلیل رفتار آن‌ها را درک کرده، بهشان احترام گذاشته و رفتار خود را بر اساس وضعیت روانی دیگری، تنظیم کند.

روان‌رنجوری یا نوروتیک بودن (Neuroticism)

افراد با نمره بالای روان‌رنجوری، معمولا در درک شرایط، اغراق‌آمیز عمل می‌کنند؛ برای مثال یک شکست کوچک و جزئی را پایانی برای فعالیت خود در نظر می‌گیرند. این افراد عموما خلق منفی و پایینی دارند، احساسات منفی را به شکلی مزمن و فراگیر تجربه می‌­کنند و بیشتر از دیگران مستعد اضطراب بالا و آزاردهنده هستند. برای این گروه کنترل و تنظیم درست هیجانات بسیار دشوار است و بیشتر از دیگران مستعد اختلالات و مشکلات روانی هستند.
در سمت دیگر طیف، افرادی هستند که روان‌رنجوری پایینی دارند به این معنا که به سرعت ناراحت نمی‌شوند و به هم نمی‌ریزند و سازگاری بالایی دارند. این افراد غالبا هیجانات با ثبات‌تری دارند و کمتر احساسات منفی مانند خشم، افسردگی یا اضطراب در سطوح شدید و مدتی طولانی را تجربه می‌کنند. آن­‌ها می‌­توانند بدون آشفتگی شدید و چشم­‌گیر، با شرایط استرس‌­زا روبه‌­رو شده و آن را کنترل کنند.

*نکته: به خاطر داشته باشید که مانند سایر عوامل این مدل، نمره پایین در این شاخص لزوما به معنای سلامت روان یا نمره بالا در آن به معنای اختلال روانشناختی نیست.

اضطراب (Anxiety)

این افراد معمولا در موقعیت­‌های متعددی، احساس نگرانی، تنش، عصبیت، ترس و وحشت‌­زدگی را تجربه می­‌کنند.

خصومت (Hostility)

مربوط به گرایش فرد به تجربه خشم، ناکامی و درماندگی است. این افراد معمولا زود از کوره در می­‌روند و احساس خشم، هیجانی غالب و پررنگ در زندگی آن­‌هاست.

افسردگی (Depression)

افرادی که در این خرده مقیاس نمره بالایی کسب می‌­کنند، عموما به شکلی مزمن (در اکثر روزها و ساعت‌­ها اما با شدت کم)، احساسات منفی را تجربه می‌­کنند یا در برابرشان بسیار تحریک‌­پذیر هستند و در آن­‌ها خیلی زودتر از دیگران این عواطف منفی فعال می­‌شود. عواطفی مانند احساس گناه، غم، ناامیدی، تنهایی، سرخوردگی، بی‌­ارزشی و پشیمانی. نمره پایین در این بخش، لزوما به معنای شاد و سرزنده بودن فرد نیست.

خودآگاهی (Self-consciousness)

شرم، خجالت و دستپاچگی از ارکان اصلی این زیرمجموعه است. افرادی که در این بخش نمره بالایی کسب کرده باشند، مدام در حال نظارت بر رفتارها و واکنش‌­های خود بوده و اهمیت بسیاری به نظرات و تفکر دیگران در مورد خودش می­دهند. آن‌­ها در موقعیت‌­های بین فردی احساس معذب بودن و حقارت می‌­کنند. این نظارت افراطی می­‌تواند نهایتا در فرد احساس فرسودگی ایجاد کند؛ حتی اگر روابطی به ظاهر سالم و موفق داشته باشد.

تکانش­‌گری (Impulsiveness)

تکانه به معنای کشش و هوس‌­هایی است که هر از گاهی به سرمان می‌­زند. این شاخص، به ناتوانی در برابر این تکانه­‌ها مربوط می­‌شود. در این زیرمجموعه، افراد معمولا سخت‌تر می‌توانند با توجه به شرایط خود و محدودیت­‌هایی که دارند یا هنجارهای محیط و جامعه، تکانه‌­های خود را کنترل کرده، آن‌­ها را سرکوب یا در مسیری منطقی و قابل قبول هدایت کنند.

آسیب­‌پذیری (Vulnerability)

این خرده مقیاس، به احساس ناتوانی در سازش با استرس‌­های روزمره اشاره دارد. این افراد موقعیت­‌های استرس‌­زای معمولی، دچار پریشانی و ناامیدی بسیاری شده و به سختی می­‌توانند خودشان را مدیریت کنند؛ بنابراین معمولا یا به ناچار به دیگران متوسل شده یا تسلیم می‌­شوند.

ویژگی‌های متمایز کننده مدل پنج‌ عاملی از سایر مدل‌ها

از ویژگی‌های مثبت و متمایزکننده این مدل می‌توان به این‌ها اشاره کرد:

  • این مدل در زندگی روزمره و تعاملات اجتماعی به خوبی قابل استفاده است و دانشی عملی و کاربردی به مخاطب خود ارائه می‌دهد.
  • این مدل، اعتبار آکادمیک قابل قبولی دارد و نشریات معتبر روانشناسی به آن استناد می‌کنند.
  • مدل پنج عاملی، صفات انسان را روی یک طیف پیوسته مورد بررسی قرار می‌دهد و دیدگاه صفر و یکی و تیپ‌بندی ندارد.
  • در کارنامه آن، زمینه‌هایی برای بهبود رفتار را به افراد معرفی می‌کند.

انتقاداتی که به مدل پنج عاملی وارد شده است

اگرچه مدل پنج عاملی شخصیت یکی از مدل­‌های معتبر و مورد قبول جامعه آکادمیک است، اما به آن انتقاداتی موشکافانه وارد شده که بخش بزرگی از آن­‌ها توسط جیکوب بلاک[6]Jacob Block، استاد روانشناسی دانشگاه برکلی، مطرح شده‌­اند.

فقدان مبنای نظری

این انتقاد، به این موضوع اشاره می­‌کند که مدل پنج عاملی شخصیت، مبنای نظری ندارد و صرفا بر اساس یافته‌­های تجربی از طریق تحلیل عاملی اطلاعات مطرح شده است. البته این نقد، به این منظور نیست که این پنج عامل وجود ندارد، بلکه می­‌گوید خاستگاه این عوامل، ناشناخته است.

ساختاری ثابت در بسترهای متفاوت

نتایج بررسی شخصیت توسط این مدل، در طیف وسیعی از شرکت­‌کنندگان از سنین و فرهنگ­‌های مختلف، تقریبا یکسان است و تفاوت معناداری را نشان نمی‌­دهد. اگرچه برخی از ویژگی­‌های شخصیتی که مبنای کاملا ژنتیکی دارند ممکن است در بسترهای مختلف، نمودی یکسان داشته باشند، اما ویژگی­‌هایی که از ترکیب ژنتیک و محیط ایجاد می­‌شوند، وابستگی بسیاری به جامعه و فرهنگ دارند و این ثبات می­‌تواند بحث­‌برانگیز باشد.

عدم جامعیت

روانشناسان بسیاری معتقدند که این مدل، تمامی وجوه شخصیت انسانی را پوشش نمی‌­دهد و از ابعادی بسیاری مانند صداقت، مردانگی و زنانگی، شوخ­‌طبعی و دین­‌داری غافل است. نظر این منتقدان، آن است که مدل پنج عاملی شخصیت، فقط ابعادی از شخصیت را مورد بررسی قرار می‌­دهد که تا حدود زیادی عینی و واضح هستند و به ابعاد پنهان­‌تر و عمیق­‌تر نمی‌­پردازد.

سوگیری‌­های فرضیه واژگانی

همانطور که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره کردیم، اساس مدل پنج عاملی شخصیت، فرضیه‌­ای واژگانی است که آلپورت آن را بنیان گذاشت. این درحالی است که منتقدان باور دارند زبان سوگیری­‌هایی دارد که می­‌تواند اعتبار آن برای چنین کارکردی را زیر سوال ببرد. برای مثال، در مدل پنج عاملی، عامل روان‌­رنجوری و برون­‌گرایی از عوامل اصلی و برجسته هستند.
این دسته از منتقدین عقیده دارند که این برجستگی، ناشی از سوگیری‌­های زبانی است نه اهمیت واقعی این دو عامل.
زبان، ابزاری‌ست که در جهت برقراری ارتباط و در خدمت تعاملات و ادراک اجتماعی زندگی انسان ایجاد شده است. بنابراین طبیعی است که کلماتی که ابعاد اجتماعی رفتار را توصیف می­‌کنند، از کلمات مربوط به بعد روانی یا فیزیکی آن رفتار بیشتر است.
از طرفی، در زبان، تعداد لغاتی که به احساسات منفی اشاره می­‌کنند، زیاد است و این درحالی­‌ست که برای توصیف احساسات مثبت، چنین گستردگی و تنوعی در واژگان وجود ندارد.
بنابراین برجستگی دو عامل برون­‌گرایی (وابسته به ارتباطات و تعاملات اجتماعی) و روان­‌رجوری (وابسته به احساسات منفی)، ممکن است صرفا به علت سوگیری­‌های واژگانی و زبانی باشد، نه اهمیت واقعی آن­‌ها در ساختار شخصیت انسان.

مشکلات روش شناختی

روش اصلی این مدل، تحلیل عاملی است. روش تحلیل عاملی، عملکردی خطی دارد؛ درحالی‌که روابط بین سیستم­‌های اصلی‌­ای که بنیان تفاوت‌های فردی هستند، غیرخطی، تصادفی و بازخوردی است. بنابراین تحلیل عاملی نمی‌­تواند روشی مناسب برای ثبت این روابط باشد.

احتمال وجود ۶ بعد شخصیتی

مطالعات جدید و میان‌­زبانی[7]Cross-language، نشان می­‌دهند شخصیت به جای ۵ بعد، از ۶ بعد اصلی ساخته شده است. مدل شخصیتی هگزاکو[8]the HEXACO model of personality، بر اساس این پیش‌­فرض طراحی شد و بعد صداقت و تواضع[9]Honesty-Humility را به ابعاد پنج‌­گانه اضافه کرد.

از سایر انتقادات بلاک، می‌­توان به «روش سنجش مبهم این عوامل»، «عدم تناسب مدل پنج عاملی برای بررسی سال­‌های اولیه کودکی» و «استفاده از روش تحلیل عاملی به عنوان تنها روش مفهومی­‌سازی شخصیت» اشاره کرد.

در پایان با وجود تمام توضیحاتی که درمورد تاریخچه این مدل، جزئیات هر خرده مقیاس و انتقادات و نظرات موافق مطرح شد، اینطور به نظر می‌­رسد که انتخاب کردن یا نکردن این مدل برای بررسی ابعاد شخصیت، تصمیمی نسبی است. از طرفی باید به خاطر داشته باشید که این مدل با وجود اعتباری که در جامعه آکادمیک دارد، ممکن است طی مطالعات بیشتر، تکذیب یا تکمیل شود و تایید فعلی آن به معنای صحت قطعی این مدل نیست. بنابراین انتخاب کردن یا نکردن این مدل می‌­تواند تا حدود زیادی بستگی به این داشته باشد که هدف شما از بررسی شخصیت چیست و مایل هستید چه اطلاعاتی کسب کنید و آیا این هدف و اطلاعات توسط مدل پنج عاملی قابل دسترسی هستند یا خیر.

مشاور شغلی حرف جدیدی برای شما ندارد!

چون همه چیزهایی که باید بدانید در مقاله‌ها گفته شده است. ولی اگر نمی‌دانید چطور این اطلاعات را در مورد خودتان به کار ببرید، اگر نمی‌دانید مسئله شما چیست، اگر بین چند مسئله گیر کرده‌اید و نمی‌توانید تصمیمی بگیرید یا می‌خواهید سریع‌تر به نتیجه برسید، مشاور شغلی می‌تواند کمکتان کند.

این مقاله چقدر مفید بود؟
[کل: ۱ میانگین: ۵]

پی‌نوشت‌ها   [ + ]

دیدگاهتان را بنویسید

Scroll to Top