دنبال کردن علایق در کنار شغلتون، چه مزایای غیرمنتظره‌ای به همراه داره؟

نویسنده: Jon M. Jachimowicz | منبع: HBR.org

اینطور به نظر می‌رسد که همواره به ما گفته شده است که علایقمان را دنبال کنیم. حداقل در ایالات متحده، این پیشنهاد از آغاز مدرسه تا زمان ورود به دنیای کار، به فرد ارائه می‌شود. همانطور که ری دالیو [1]Ray Dalio، سرمایه‌گذار میلیاردر، در کتاب خود یعنی “قواعد یکی کردن علاقه و شغلتان” [2]Principles, “make your passion and your work the same thing.” این توصیه را تکرار می‌کند. ظاهراً عمل کردن به این توصیه، راهیست که به موفقیت ختم می‌شود.

مطالعات اخیر نیز نشان داده است که جوانان، دست یافتن به شغل موردعلاقه‌شان را در اولین اولویت خود قرار می‌دهند، حتی بالاتر از کسب درآمد و ازدواج کردن. از نظر آزمودنی‌های نوجوانِ این پژوهش، پیداکردن یک شغل راضی‌ کننده، تقریباً سه برابر مهم‌تر از داشتن یک خانواده بود.

اما چنین امری برای اکثر افراد عملی و امکان پذیر نیست چراکه در تمامی مشاغل، امکان دنبال کردن علایق وجود ندارد. و البته اکثر افراد عمیقاً به مسائلی به جز چگونه زندگی کردن اهمیت می‌دهند.

یک تحقیق جاری نشان می‌دهد که دنبال کردن علایقتان واقعا سلامت روانی شما را بهبود می‌بخشد اما اینکه کجا و در چه بستری این کار را انجام دهید، چندان اهمیتی ندارد. در حقیقت پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که دنبال کردن علایقتان، در خارج از محل کار و بستر شغلی، بیشتر از یکی کردن علاقه و شغل و دنبال کردن هردوی آن‌ها در یک رشته می‌تواند برای شغل و زندگی شخصیتان مفید باشد.

اما چرا باید خارج از محیط کار، به دنبال علایقمان برویم؟

پیگیری علایق و اشتیاق درمحیط کاری، به عنوان یکی از عوامل افزایش درگیری مثبت با شغل و بهبود کیفیت عملکرد کاری در فرد شناخته می‌شود. با این وجود، اعتماد به شغل، به عنوان تنها ابزاری که از طریق آن می‌توان به دنبال کردن علایق پرداخت، غیرواقع‌گرایانه و خطرساز است.

چراکه بعضی از مشاغل، اجازه دنبال کردن علایق را به کارمندان خود نمی‌دهند؛ و از طرفی مشاغلی که بستر تمرکز بر علایق را برای کارکنان خود فراهم می‌کنند، معمولاً از نظر اقتصادی، مطلوب و راضی کننده نیستند.
گاهاً یافتن و دنبال کردن علایق شخصی در محیط و رشته کاری، به عنوان یک مولفه تجملی برای معدود افراد خاص جامعه به شمار می‌رود. گروه انگشت‌شماری که توانسته‌اند دقیقاً حرفه متناسب خود را انتخاب کرده و آن را دنبال کنند.

البته گره زدن شغلتان به آنچه که به آن علاقمندید، در بلندمدت می‌تواند آسیب‌زننده باشد.

زمانی که تمام ارزش خود را در شغلتان دخیل می‌کنید و هیچ منبع اتکایی خارج از محیط کاریتان ندارید، نسبت به اتفاقات نامطلوب مثل تعلیق از کار یا انتقادات منفی به عملکردتان، تاب‌آوری کمتری از خود نشان می‌دهید.
یکی کردن علایق با شغلتان، همچنین می‌تواند خاموش شدن مغزتان بعد از ساعات کاری و داشتن استراحت کافی برای احیای انرژی از دست رفته را سخت‌تر از قبل کند. علاوه بر همه این‌ها، این امر شما را از مزایای بسیارِ درگیر شدن با فعالیت‌ها و سرگرمی‌های خارج از محیط کار، محروم می‌کند. مزایایی مانند کاهش استرس، تقویت سطح انرژی و خلاقیت. چنین مزایایی می‌تواند علاوه بر افزایش سلامت روان شما، در حفظ شغلتان و افزایش درگیری مثبت با آن، تاثیر بسزایی داشته باشد.
به تازگی یک مطالعه نشان داده است که افرادی که علایق شخصیشان با شغلشان بسیار متفاوت است، از مزایای بهتر و بزرگتری بهره‌مند می‌شوند.درک این نکته اهمیت بسیاری دارد که دنبال کردن علایق در محیط کار، یک پدیده نوظهور و مدرن است و یک اتفاق نسبتاً بی‌نظیر برای ایالات متحده. در دیگر کشورها، خصوصاً کشورهای اروپایی، مردم معمولاً رضایت شخصی خود را خارج از محیط کاریشان جستجو می‌کنند. برای مثال، تقریباً نیمی از آلمانی‌ها عضو انجمن‌های بعد از کار هستند. انجمن‌هایی که به آن‌ها این اجازه را می‌دهند که در اوقات فراغتشان، به فعالیت‌های موردعلاقه خود مانند ورزش یا باغبانی بپردازند.

در مقابل، در آمریکا، فقط تعداد محدودی از مردم، سرگرمی یا فعالیت‌های فوق برنامه را به طور جدی دنبال می‌کنند. اما دلیل این موضوع چیست؟

یک احتمال آن است که مدام مشغول و درگیر کار بودن، به نمادی از موقعیت در آمریکا بدل شده است. علاوه بر آن مردم به دلیل وجود تلفن‌های هوشمند، بیشتر از همیشه به مشاغل خود متصل شده‌اند. در واقع به نظر می‌رسد که کارکنان آمریکایی، بر سر ثبت بالاترین ساعت کاری، با یکدیگر رقابت می‌کنند. همین موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا آنان بیشتر از اروپایی‌ها، وقت خود را در محل کارشان می‌گذرانند.
یکی دیگر از دلایل چنین وضعیتی –کار بیش از حد در آمریکا- در حال حاضر، عدم امنیت مالی است. از هر سه خانواده طبقه متوسط، یک خانواده برای از سر گذراندن بدهی‌ها، به سختی تلاش می‌کند؛ تلاشی که منجر به تمرکز بیشتر و بیشتر بر کار می‌شود.

بریژیت شاولتی [3]Brigid Schulte، نویسنده کتاب در هم شکسته [4]Overwhelmed فرهنگ ساعات طولانی و دشوار خاموش شدن ذهن را اینطور در کتاب خود توصیف می‌کند: «این درواقع حاکی از آن است که ما اکنون غرق در فرهنگی هستیم که در آن، باید انجام آنچه را که واقعا دوست داریم، فراموش کنیم. فعالیتی که نه با شغلمان گره خورده و نه مولد است، بلکه صرفا کاری است که از انجام آن لذت می‌بریم».

درس‌هایی برای کارمندان و مدیران

ما از کارمندان می‌خواهیم که دوباره به فکر دنبال کردن علاقه خود باشند و به خاطر بیاورند که می‌توانند آن را در محل کار خود یا خارج از آن انجام دهد. همچنین از مدیران می‌خواهیم که کارمندان خود را در این تلاش، یاری کنند.

یکی از راه‌های دنبال کردن علاقه خارج از محیط کار، پیروی از اصول بهینه‌سازی شغل [5]job crafting است. با این مفهوم که کارمندان می‌توانند راه‌هایی برای نزدیک‌تر کردن نقش خود در محیط کار به آنچه که واقعاً در مورد آن اهمیت می‌دهند، پیدا کنند. درواقع بهینه‌سازی شغل به معنای آن است که فرد کار خود را به گونه‌ای تغییر دهد که منعکس کننده علایق و باورهای شخصی او باشد. برای مثال، از طریق تغییر وظایف یا همکاران خود. علاوه بر آن شما می‌توانید شغلتان را در جهت خالی کردن زمان بیشتر برای علایقتان در خارج از محیط کار بهینه کنید. برای مثال اگر در ساعات کاری خود استقلال دارید، می‌توانید کارتان را زودتر از دیگران شروع کنید تا زمان بیشتری را برای دنبال کردن علایق شخصی خود در عصر داشته باشید.

این فعالیت‌های خارج از برنامه می‌تواند راهی برای گسترش مهارت‌های جدید، ملاقات با افراد و جوامع و گروه‌های جدید و یا کاهش فشار روانی باشد.

اما چطور فعالیت‌های مناسب خود را پیدا کنید؟

در ابتدا، از خود بپرسید که به چه چیزی واقعا اهمیت می‌دهید. سپس بررسی کنید که آیا می‌توانید آن را در محیط کاری خودتان پیدا کنید یا انجام دهید؟. اگر چیزی هست که به انجام آن اشتیاق دارید –یا ساده‌تر، فقط آن را دوست دارید-، اما تا کنون نتوانسته‌اید که آن را دنبال کنید، همین می‌تواند نقطه شروعی برای شما باشد.

خارج از محیط کار، شما این آزادی را دارید که چیزهای جدید را بیازمایید، پس تجربه کردن را شروع کنید. همچنین به خاطر داشته باشید که یک علاقه و اشتیاق، می‌تواند در طول زمان رشد کند یا کم کم از بین برود. پس اشکالی ندارد اگر انجام یک کار را متوقف کرده و فعالیت دیگری را انتخاب کنید.

این موضوع می‌تواند به شما کمک کند تا افرادی را پیدا کنید که به آنچه شما انجام می‌دهید و به آن علاقه دارید، عمیقاً اهمیت میدهند. سپس شما به درون چرخه علایق آن‌ها کشیده و کم کم به یک گروه و اجتماع کوچک تبدیل می‌شوید.

کار داوطلبانه، راه دیگری برای دنبال کردن علاقه خارج از محیط شغل اصلی است. بسیاری از شرکت‌ها در حال حاضر کارمندان خود را به انجام چنین کاری تشویق می‌کنند. برای مثال شرکت مارس [6]Mars Inc. به همکاران خود به میزان حداکثر تا ۱۶ساعت در سال حقوق پرداخت می‌کند تا کارهای رایگان را انجام دهند.
تحقیقات نشان داده شده است که این عمل، بین اعضای جامعه ارتباطات محکمی را ایجاد می‌کند، باعث ایجاد غرور جمعی در شرکت کنندگان می‌شود و سازمان‌ها را با مشارکت و متعهد کردن کارگران تقویت می‌کند.

تحقیقات همچنین نشان می‌دهند که کار داوطلبانه به شما این امکان را می‌دهد که ارزش‌هایی که به شخصه برای شما بامعنا و ارزشمند هستند را ابراز کنید. هراندازه که نسبت به علایقتان مشتاق‌تر باشید، نهایتاً عواید بیشتری نصیب شما خواهد شد.
اکنون باید بررسی کنید که آیا شرکت شما با گروه‌های کار داوطلبانه همکاری دارد یا خیر. یا اینکه خارج از محیط کار و در اطراف شما، چه فرصت‌ها و موقعیت‌هایی برای کار داوطلبانه وجود دارد.

مدیران نقش کلیدی و مهمی را در فرآیند یاری کردن کارمندان در دستیابی به علایقشان ایفا می‌کنند. اگرچه ممکن است افراد بخواهند یک سرگرمی یا کلاس جدید را شرکت کنند یا در یک باشگاه شرکت کنند ، اما وقتی ساعات کار طولانی یا ماهیت کار غیرقابل پیش بینی باشد ، انجام چنین کاری بسیار سخت است. علاوه بر آن، در چنین شرایطی، انتظار مدیران مبنی بر لزوم اختصاص دادن کامل زمان به کار توسط کارمند ، چنین موضوعی را حتی از پیش هم سخت‌تر می‌کند.

بنابراین کارفرمایان باید در جهت ترغیب و حمایت از کارمندان خود قدم بردارند. این حمایت می‌تواند از طریق برنامه‌ریزی زمان‌های خالی بیشتر برای آنان، پیشنهاد کار داوطلبانه یا فعالیت‌های فوق برنامه، یا حتی ساده‌تر، تشویق آن‌ها به فکر کردن در مورد آنچه که آنان را هیجان‌زده میکند صورت بگیرد.

دنبال کردن علایقتان می‌تواند مزایای زیادی را برایتان به همراه بیاورد، اما تنها تعداد محدودی از افراد خاص می‌توانند چنین کاری را در بستر شغلی خود انجام دهند. در عوض اکثر ما باید به دنبال فعالیت‌هایی مجزا و شخصی باشیم که با آنچه حقیقتاً برایمان اهمیت دارد، گره خورده باشد.

با انجام چنین کاری، زندگی خود را به سمت کمال هدایت خواهیم کرد و علاوه بر آن بهترین حالات و جنبه‌های خود را بیدار کرده و به کار خواهیم گرفت.

مشاور شغلی حرف جدیدی برای شما ندارد!

چون همه چیزهایی که باید بدانید در مقاله‌ها گفته شده است. ولی اگر نمی‌دانید چطور این اطلاعات را در مورد خودتان به کار ببرید، اگر نمی‌دانید مسئله شما چیست، اگر بین چند مسئله گیر کرده‌اید و نمی‌توانید تصمیمی بگیرید یا می‌خواهید سریع‌تر به نتیجه برسید، مشاور شغلی می‌تواند کمکتان کند.

این مقاله چقدر مفید بود؟
[کل: ۰ میانگین: ۰]

پی‌نوشت‌ها   [ + ]

نظر شما چیست؟

Scroll to Top