راهنمای جامع انتخاب شغل

چگونه بفهمم چه شغلی را واقعا دوست دارم؟

فهرست

حتما همه ما زمان زیادی را به انتخاب رشته و شغل آینده خود فکر کرده‌ایم یا می‌کنیم، به ویژه زمانی که هنوز وارد بازار کار نشده‌ایم. شاید در طول تاریخ هیچگاه به اندازه امروز، انتخاب شغل سخت نبوده است. تنوع بسیار بسیار بالا شغل‌ها و تخصصی شدن آنها در کنار تمام ابهاماتی افراد درباره مسیر زندگی آینده‌شان دارند، باعث بیشتر شدن سردرگمی در انتخاب شغل می‌شود. از طرفی، در ایران (و حتی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته)، مراکز یا مشاوران شغلی مناسبی در دسترس نیستند که بتوان از آنها کمک گرفت. به همین خاطر در این مقاله جامع، همه آنچه درباره یک انتخاب شغل مناسب و کارآمد نیاز است بدانید را گردآوری کرده‌ایم.

مشاور شغلی حرف جدیدی برای شما ندارد!

چون همه چیزهایی که باید بدانید در مقاله‌ها گفته شده است. ولی اگر نمی‌دانید چطور این اطلاعات را در مورد خودتان به کار ببرید، اگر نمی‌دانید مسئله شما چیست، اگر بین چند مسئله گیر کرده‌اید و نمی‌توانید تصمیمی بگیرید یا می‌خواهید سریع‌تر به نتیجه برسید، مشاور شغلی می‌تواند کمکتان کند.

این مقاله را چگونه بخوانم؟

در این مقاله، سعی کردیم تنها مطالب ضروری را به صورت خلاصه بیاوریم به و توضیحات تکمیلی و مفصل درباره بسیاری از موضوعات کناری در مقاله‌های دیگر که به آنها لینک داده‌ایم موجود است. ولی توصیه می‌کنیم برای تمرکز بیشتر ابتدا این مقاله را به صورت کامل بخوانید و سپس در صورت نیاز یا تمایل، به سراغ مقاله‌های دیگر بروید.

اگر فقط به قسمت خاصی از این مقاله نیاز دارید می‌توانید از فهرست بالا برای رفتن به آن بخش خاص استفاده کنید. البته باز به همه توصیه می‌کنیم این مقاله را یکبار به صورت کامل بخوانند.

در این مقاله منظور از انتخاب شغل، انتخاب حرفه یا career است، نه انتخاب محل کار.

اگر با قصد انتخاب رشته به اینجا آمده‌اید، به دلیل شرایط خاصی که انتخاب رشته، پیشنهاد می‌کنیم علاوه بر این مقاله، مقاله انتخاب رشته را نیز بخوانید.

اهمیت انتخاب شغل در زندگی

اصلا چرا انتخاب شغل مهم است؟ چرا باید برای انتخاب شغل وقت گذاشت و این مقاله نسبتا طولانی را بخوانم؟

اگر از ما (تیم ۱۰۰۰۰روز) بپرسید ما فکر می‌کنیم شغل و زندگی شغلی یکی از مهم‌تری جنبه‌های هر کسی است چون ما انسان‌ها معمولا بیشتر از نصف زمان بیداری خود را صرف کار کردن می‌کنیم. یعنی بیشتر از اینکه ما با اعضای خانواده‌مان سر و کار داشته باشیم، ما با شغلمان سر و کار داریم. اگر بخواهیم دقیق‌تر حساب کنیم ۵۰ تا ۱۵۰ هزار ساعت از زندگی ما به کار کردن می‌گذرد. اگر فرض کنیم یک فرد ۸۵ سال عمر کند در زندگی‌اش ۷۵۰ هزار ساعت خواهد داشت و زمان‌های ما در زندگی معمولا به صورت زیر تقسیم می‌شود[1]https://waitbutwhy.com/2018/04/picking-career.html:

چقدر از زندگی‌مان را مشغول کار کردن هستیم

از کل ساعت‌هایی که در عمرمان اگر دوران کودکی و کارهایی که برای زنده ماندن ناچاریم انجام دهیم را کم کنیم حدود یک سوم آن باقی می‌ماند. معمولا بیشتر این زمان (بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار ساعت) به کار کردن می‌گذرد. کار کردن بخش بزرگی از زمانی که در زندگی داریم را پر می‌کند. دلیل اصلی نام‌گذاری ۱۰۰۰۰روز هم به همین است. معمولا افراد در حدود ۱۰۰۰۰ روز از روزهای زندگی‌شان، کار می‌کنند.

البته فقط بحث کمیت این بخش از زندگی نیست. تحقیقات نشان می‌دهند رضایت شغلی رابطه قوی‌ای با رضایت از زندگی دارد[2]https://psycnet.apa.org/record/1994-17491-001. بدیهی است که برای مهم باشد با این بخش بزرگ از زندگی ما چگونه می‌گذرد و به خاطر آن برای خواندن این مقاله که کمتر از یک ساعت زمان می‌برد وقت بگذاریم.

در مقاله رضایت شغلی، درباره مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر رضایت شغلی را توضیح داده‌ایم. این عوامل عبارتند از:

  • غرق شدن در کار
  • معنا یا کمک کردن به دیگران
  • خوب بودن در شغل (یا پیشرفت سریع)
  • همکارانی که هوایتان را داشته باشند
  • نبود عامل‌های منفی قوی

از بین این پنج عامل، عامل «غرق شدن در کار» و «خوب بودن در شغل» مستقیما به جنس کاری که انجام می‌دهیم مربوط است. عامل «کمک کردن به دیگران» اگر چه نه همیشه ولی در بسیاری از موارد می‌تواند به جنس کار مرتبط باشد. پس شغلی که انتخاب می‌کنیم در رضایت شغلی و در نهایت بر رضایت از زندگی ما تأثیر می‌گذارد.
در مقاله رضایت شغلی، این سه عامل را توضیح داده‌ایم. در این مقاله، درباره این صحبت می‌کنیم که چگونه شغل و حرفه‌ای را پیدا و انتخاب کنیم که این عوامل در آنها باشد.
البته رضایت شغلی تنها به انتخاب شغل و حرفه بستگی ندارد. دو عامل آخر، یعنی «همکارانی که هوایتان را داشته باشند» و «نبود عوامل منفی قوی» بیشتر به محیطی که در آن کار می‌کنیم بستگی دارد که در مقاله کار پیدا کردن درباره صحبت کرده‌ایم.

مسیر شغلی تونل نیست!

تصور رایج افراد از انتخاب شغل، یک انتخاب سرنوشت‌ساز است؛ انتخابی که تنها یک‌بار در زندگی هر فردی اتفاق می‌افتد و می‌تواند یک نفر را موفق یا بدبخت کند. در این انتخاب هر گزینه مثل یک تونل است. هر تونل ما را به یک جزیره خاص می‌برد و تنها یک جزیره، جزیره موفقیت و خوشبختی است و بقیه در بقیه جزیره‌ها، سرنوشت جذابی در انتظارمان نیست. اگر در میانه راه بفهمیم جزیره اشتباهی را انتخاب کرده‌ایم، یا باید همان تونل را تا انتها برویم یا همه راهی را که آمده‌ایم برگردیم تا بتوانیم دوباره انتخاب کنیم، که البته انرژی زیادی می‌گیرد.

دیدگاه تونلی، دیدگاه بسیاری به انتخاب شغل (و حتی انتخاب رشته) است. دیدگاه تونلی باعث می‌شود انتخاب شغل با استرس و نگرانی زیادی همراه باشد، چراکه هزینه هر اشتباه بسیار سنگین است. اما در واقعیت مسیر زندگی، تونل نیستند. شاید یکی از دلایلی که باعث ایجاد چنین دیدگاهی باشد این است که بسیاری از پدر و مادرهای ما، از زمانی که یادمان می‌آید در یک شغل و سازمان کار کرده‌اند. اما امروزه شرایط تغییر کرده است.

یک شغل و حرفه تا بازنشستگی وجود ندارد!

یک شغل تا بازنشستگی در نسل پدرها و مادرهای ما یا پدربزرگ و مادربزرگ‌های ما بسیار رایج و حتی بسیار پرطرفدار بوده است. اما امروزه «یک شغل تا بازنشستگی» بسیار بسیار کم وجود دارد. بیشتر در بخش‌هایی از سازمان‌های دولتی و نظامی می‌توان اینگونه شغل‌ها را پیدا کرد. اما چنین شغل‌های در بخش خصوصی تقریبا منقرض شده است.
هر روز سرعت تغییر در دنیای کسب‌وکار بیشتر و بیشتر می‌شود. کسانی که سال ۲۰۲۰ میلادی وارد بازار کار می‌شوند در سال ۲۰۵۰ بازنشسته خواهند شد. چه کسی می‌داند دنیا آن موقع چه شکلی خواهد بود. احتمالا تا آن زمان، بسیاری از شغل‌ها توسط ربات‌ها و کامپیوترها اتوماسیون می‌شوند.
پس باید آماده باشیم در طول مسیر شغلی چندین بار شغل و محل کارمان را تغییر دهیم. حتی برای چندین حرفه. زیرا ما انسان‌ها در طول زندگی تغییر می‌کنیم. بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کنیم. علاقه‌ها، افراد به دلیل‌های مختلف مثل ایجاد تنوع، یادگیری موضوعات جدید و … تغییر کند. همین‌طور انگیزه‌ها و اولویت‌های ما در زندگی. به همین خاطر گشتن به دنبال یک شغل و حرفه خاص تا زمان بازنشستگی نه شدنی است، نه هوشمندانه.
امروزه بسیار رایج است که یک فرد در طول زندگی خودش، در صنعت‌ها و حرفه‌های مختلفی کار کند. طبق اطلاعات مرکز آمار کارگران ایالات متحده، میانه تغییر محل کار بین افراد ۲۵ تا ۳۴ سال در این کشور، ۳.۱ سال است در صورتی که این عدد برای افراد ۵۵ تا ۶۴ سال، ۱۰.۴ سال است.

ماندن در یک شغل تا بازنشستگی
«یک شغل تا بازنشستگی» دیگر وجود ندارد.

وضعیت همیشه در حال تغییر امروز، اگر چه ممکن است کار شما را سخت‌تر کند اما، خبر خوبی است چون هنگامی که درباره‌ی انتخاب یک شغل تصمیم می‌گیریم لازم نیست نگران این باشید که باید یک شغل تا آخر عمر انتخاب کنید. ما می‌توانیم کارهای مختلف را امتحان کنیم و هر جا لازم بود حرفه‌مان را تغییر دهیم.

در ویدیو زیر صحبت‌های تیم کوک، مدیرعامل شرکت اپل ۲۵ سال بعد از فارغ‌التحصیلی می‌گوید زمان فارغ‌التحصیلی از MBA از او خواستند که یک برنامه ۲۵ ساله برای خودش بنویسد. او اخیرا این برنامه را در اتاقش پیدا می‌کند و متوجه می‌شود، ۱۸ تا ۲۰ ماه اول بعد از فارغ‌التحصیلی کاملا مطابق برنامه پیش رفت اما هیچ چیز دیگری بعد از اون مطابق برنامه ۲۵ ساله اتفاق نیفتاد! تیم کوک می‌گوید این یک درس برای من داشت و اینکه مسیر زندگی قابل پیش‌بینی نیست و تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که برای تغییر آماده باشیم.

مسیر شغلی، مجموعه‌ای از نقطه‌ها!

مسیر شغلی تونل نیست، بلکه مجموعه‌ای از نقطه‌هاست. هر شغل ما یک نقطه است. در هر نقطه، نقطه‌های زیادی کنارمان هستند که می‌توانند انتخاب بعدی ما باشند. ما با وصل کردن نقطه‌ها به هم، مسیر شغلیمان را می‌سازیم. در هر نقطه، انتخاب می‌کنیم، نه فقط در ابتدای مسیر. اگر یکی خوب انتخاب نکنیم یا انتخابمان بد از آب درآمد، سرنوشت ما نابود نمی‌شود. البته هزینه‌هایی دارد ولی می‌توانیم در انتخاب‌های بعدی، مسیرمان را اصلاح کنیم.

در واقع تلاش ما این است که بتوانیم نقطه بعدی را هوشمندانه انتخاب کنیم. در دستورالعمل انتخاب شغل به طور مفصل فرآیند انتخاب هوشمندانه را توضیح داده‌ایم. این فرآیند نسبت به توصیه‌های رایجی که شاید شنیده باشید یا در مورد آنها خوانده باشید، پیچیده‌تر است و اجرای آن، انرژی و زمان بیشتری می‌طلبد. توصیه‌های رایج گرچه ساده و از نظر شهودی درست به نظر می‌آیند اما بسیار وقت‌ها کارآمد نیستند. در زیر در مورد دلایل ناکارآمدی دو تا از این توصیه‌ها را توضیح داده‌ایم.

«به دنبال علاقه‌ات برو» برای همه توصیه خوبی نیست

همه‌ی ما به دنبال شغل‌هایی می‌گردیم که دوستشان داشته باشیم، از انجامش لذت ببریم و هر روز صبح با انگیزه ما را از رختخواب به سمت محل کار بکشاند. چه کسی هست که این را نخواهد؟ ممکن است شما هم شنیده باشید که برای رسیدن به این‌ها، فقط کافیست «علاقه‌ات را دنبال کنی» و پول، اعتبار و موفقیت همگی به دنبالش می‌آیند.
اما برخلاف تصور عمومی، این توصیه چند کلمه‌ای برای رساندن شما به درآمد بالا، اعتبار و موفقیت کافی نیست و حتی ممکن است برای برخی افراد باعث بیشتر شدن سردرگمی شود.

«به دنبال علاقه‌ات برو» یا معادل انگلیسی آن، Follow your psssion در سال‌های اخیر بیشتر و بیشتر تکرار شده است. در تصویر زیر روند رشد تکرار را در کتاب‌ها می‌بینید.

نمودار جستجو دنبال علاقه برو در  انتخاب شغل
روند رشد تکرار عبارت Follow Your Passion در کتاب‌ها

اگر ندانم به چه کاری علاقه داریم چی؟

شاید دلیل محبوبیت این توصیه این است که به ما جرئت این را می‌دهد که خارج از مسیر‌های معمولی، شغل‌های بی‌روح و ماشینی درون سازمان‌ها که اطرافیانمان می‌روند، مسیری را انتخاب کنیم. اما اگر ندانیم به چیزی علاقه داریم چه؟ از کجا بفهمیم که به چه شغلی علاقه داریم؟

تصور اشتباه در پشت این توصیه این است که هر کس می‌داند به چه کاری علاقه دارد و کافی است به درونش نگاه کند، آن را پیدا کند و به دنبال آن برود. اما در ذات هیچ فردی، شغل مورد علاقه او نوشته نشده است. تجربه‌های ما در زندگی، مجموعه علاقه‌مندی‌های ما را می‌سازد.

اینکه بدانیم به چه کارهایی علاقه داریم به این بستگی دارد که چقدر کارهای متنوعی را تجربه کرده‌ایم. اگر نمی‌دانید به چه کاری علاقه دارید، انتظار نداشته باشید با مراجعه به درون خود، تمرین‌های خودشناسی و خودنگری[3]Self-reflection جواب متفاوتی پیدا کنید.

کسانی که نمی‌دانند به چه چیزی علاقه دارند با شنیدن این توصیه، ممکن است این ذهنیت اشتباه برایشان پیش می‌آید که «طبیعتا هر کس باید بداند به چه چیزی علاقه دارد». پس سعی می‌کنند با فکر کردن (در واقع حدس زدن) کاری که به آن علاقه دارند را پیدا کنند. این موضوع وقتی خطرناک می‌شود که افراد بر اساس این حدس‌ها، روی یک گزینه سرمایه‌گذاری زیادی انجام دهند. چون احتمال اشتباه بودن حدس‌ها بسیار بالاست.
در حالتی دیگر ممکن است بدون رسیدن به هیچ انتخابی، احساس سردرگمی و درماندگی بکنند.

معمولا علاقه‌های ما به یک کار محدود نمی‌شود

باور اشتباه دیگری که این توصیه در دل خود دارد این است که هر کس تنها به یک کار علاقه دارد! در صورتی که افراد می‌توانند همزمان، به کارهای مختلفی علاقه داشته باشند و پیدا کنند و در طول زندگی خود به آنها به در قالب زندگی شغلی یا یک سرگرمی بپردازند. همچنین انسان‌ها، می‌توانند در کارهای مختلف خوب باشند. انسان‌ها ربات نیستند که تنها برای یک کار ساخته شده باشند. سوالی که این توصیه به آن جواب نمی‌دهد این است که چگونه کارهای مورد علاقه را اولویت‌بندی کنیم؟

فقط علاقه داشتن کافی نیست

در آخر اینکه، این توصیه ممکن است این باور اشتباه را ایجاد کند که با رفتن به دنبال علاقه‌هایمان، به طور قطعی به درآمد بالا، شهرت و اعتبار و … خواهیم رسید و همیشه خوشحال خواهیم بود. اما متأسفانه همیشه این اتفاق نمی‌افتد. بیشتر وقت‌ها، بعد از انتخاب شغل، برای بالا بردن درآمدم نیاز باشد اقدامات مجزایی مانند بازاریابی یا مذاکره کنید.
حتی ممکن است شما به کاری علاقه داشته باشید که درآمد بالایی نداشته باشد و درآمدتان از یک حدی بیشتر نشود. (توجه کنید که درآمد بیشتر تحت تأثیر میزان عرضه و تقاضا نیروی انسانی در بازار کار تعیین می‌شود تا مهارت یک فرد در آن کار.) بسیاری از هنرمندان با چنین چالشی مواجه هستند. در طول تاریخ نقاش‌هایی بوده‌اند که آثارشان فقط بعد از مرگشان به فروش رفت! در این صورت هر چقدر هم به کارتان علاقه داشته باشید باعث نمی‌شود که درآمد خیلی بالایی داشته باشد.

علاقه به تنهایی باعث درآمد بالا نمی‌شود.

البته توصیه ما این نیست که الزاما به خاطر درآمد کم علاقه‌تان را کنار بگذارید. در این موقعیت می‌توانید انتخاب کنید که هزینه‌هایتان را کاهش دهید، یا راهی دیگری مانند فعالیت در بورس را شروع کنید یا برای مدتی در شغل دیگری مشغول شوید یا شاید بتوانید با یک روش خلاقانه راه برای کسب درآمد از علاقه‌تان بیابید. نکته مهم این است که شما به این موضوع آگاه باشید که درآمد شما خود به خود افزایش پیدا نمی‌کند و به طور مجزا به فکر چاره باشید.

همینطور برای شناخته شدن نیز باید فعالانه به دنبال ایجاد ارتباط و شبکه‌سازی باشید. همچنین اگر به شغل مورد علاقه‌تان هم برسید به این معنی نیست که دیگر روز سختی نخواهید داشت. ممکن است، مجبور باشید کارهایی را انجام بدهید که دوست ندارید یا در بعضی روزها از کارتان لذت نبرید. هر شغل مجموعه‌ای از کارها و وظایف است و قرار نیست شغلی باشد که ما به تمام کارها و وظایف آن علاقه داشته باشیم. پس این که انتظار داشته باشیم با دنبال کردن علاقه‌مان همه چیز به دنبال آن بر وقف مراد می‌شود، باور اشتباهی است.

در مجموع بهتر است این توصیه را به این شکل تغییر دهیم؛ اگر می‌دانید به چه چیزهایی علاقه دارید و قبلا آن کارها را تجربه کردید، آن کارها می‌توانند گزینه‌های خوبی برای شروع باشد.
اما اگر به خاطر اینکه نمی‌دانید که به چه کاری علاقه دارید، یا علاقه‌مندی‌های مختلفی دارید احساس سردرگمی می‌کنید، دستورالعمل زیر به شما کمک می‌کند هوشمندانه تجربه‌های بیشتری بدست آورید یا گزینه‌های خود را اولیت‌بندی کنید.

تست‌های شخصیت شناسی برای انتخاب شغل مناسب نیستند

یکی از ابزارهایی که به اشتباه برای انتخاب شغل استفاده می‌شوند، تست‌های شخصیت شناسی هستند که بسیار هم پرطرفدار هستند و گاهی افرادی که از آنها استفاده کرده‌اند با تعصب بسیار زیادی از آنها دفاع می‌کنند. بازار تست‌های شخصیت شناسی هر ساله ۱۴ درصد رشد دارد. با وجود همه‌ی اینها شاید تعجب‌آور باشد که این تست‌ها پیش‌بینی کننده خوبی برای موفقیت در کار نیستند.

پیشنهادات MBTI را جدی نگیرید

به طور خاص تست MBTI یکی از پر رایج‌ترین تست‌های شخصیت شناسی است. ممکن است شما هم این تست را به صورت آنلاین زده باشید و در انتهای آن، بر اساس تیپ شخصیتی شما به شما پیشنهاد‌های شغلی داده باشد. یا کافی است برای در اینترنت شغل‌های مناسب یکی از تیپ‌ها را به فارسی یا انگلیسی جستوجو کنید تا با فهرست‌های مختلفی از شغل‌های پیشنهاد شوید.

ممکن است هیچکدام از شغل‌های پیشنهادات برای شما جذاب نباشد، یا شغل مد نظرتان در بین پیشنهادها نباشد. اما لازم نیست نگران باشید، چون تست MBTI آزمون معتبری نیست! بله، درست است. تست MBTI، با اینکه همچنان به صورت گسترده در جهان در حال استفاده است اما از نظر علمی، روایی و پایایی قابل قبولی ندارد و نباید به آن اعتماد کرد. به همین خاطر هیچ تضمینی وجود ندارد که شغل‌های پیشنهادی باعث موفقیت یا رضایت شغلی شما شود.

پیشنهادهای شعلی MBTI را جدی نگیرید. این تست معتبر نیست.

بقیه تست‌ها چطور؟

آیا می‌توان بر اساس دیگر تست‌های شخصیت شناسی معتبر انتخاب شغل کرد؟ واقعیت این است آنها نیز ابزار کارامدی در انتخاب شغل نیستند.

تست‌های شخصیت شناسی ابزاری هستند که به شما کمک می‌کنند شناخت بهتری از شخصیت خود بدست بیاورید. به همین خاطر، فارغ از میزان اعتبار آنها (روایی و پایایی تست)، باید دید که چقدر خوب می‌توانند موفقیت یا رضایت شغلی شما را پیش‌بینی کنند. تحقیقات تا کنون نتایج امیدوار کننده‌ای نشان نمی‌دهند، حتی برای تست‌هایی مانند هالند که برای منظور انتخاب شغل طراحی شده‌اند.

در یک فراتحلیل [4]Meta Analysis میزان پیش‌بینی کنندگی موفقیت افراد در شغل را برای ابزارهای مختلف ارزیابی بررسی شد. تست انتخاب شغل هالند (Holland) که به طور خاص برای شناخت زمینه‌ی علاقه‌مندی طراحی شده است همبستگی بسیار کمی (۰.۳) با موفقیت افراد در یک شغل دارد. (معمولا برای این که یک عامل بتواند عامل دیگری را پیش‌بینی کند باید همبستگی‌ای بیشتر از ۰.۶ تا ۰.۷۵ داشته باشد.)

یک دلیل این موضوع ناکارآمدی تست‌های شخصیت در انتخاب شغل این است که شخصیت یکی از جنبه‌هایی است که در انتخاب شغل تأثیر دارد و انتخاب شغل بر اساس شخصیت آنها را نادیده می‌گیرد. جنبه‌های بسیاری مثل، مهارت‌ها، شرایط کناری، معنا و … در انتخاب شغل دخیل هستند که در تست‌های شخصیتی اندازه‌گیری نمی‌شوند.

تأثیرات منفی تست‌های شخصیتی

اما این تنها دلیلی نیست که ما را در استفاده از تست‌های شخصیتی محتاط می‌کند. خیلی اوقات تست‌های شخصیت‌شناسی باعث می‌شوند افراد تصور کنند برای برخی از شغل‌ها مناسب نیستند و روی برخی فرصت‌ها خط بکشند. به طور مثال، یکی از کلیشه‌های رایج و اشتباه این است که افراد برونگرا در شغل‌های بازاریابی و مدیریت بهتر هستند و افراد درونگرا هیچ شانسی در این زمینه‌ها ندراند. اما در واقعیت، این تفکر الزاما درست نیست.
این موضوع در تست‌هایی که افراد را به چند دسته‌ی کلی تقسیم می‌کند بیشتر دیده می‌شود. به طور مثال، در تست MBTI، شانزده تیپ شخصیتی وجود دارد و با اندازه‌گیری ۴ عامل مختلف در افراد، آنها را در یکی از این تیپ‌های شخصیتی قرار می‌دهد. این نوع دسته‌بندی باعث می‌شود بسیاری تصور کنند که ویژگی‌ها و رفتارهای آنها تغییرناپذیر است و هیچگاه برای رشد یا تغییر خود تلاش نکنند.
به طور کلی این تأثیر منفی ناشی از برچسب زدن به خود است.

واقعیت این است که انسان همیشه می‌تواند رشد یا تغییر کند. امروزه دانشمندان متوجه شده‌اند ساختار مغز انسان به صورت نوروپلاستیک است. این یعنی سلول‌های عصبی مغز انسان همیشه قابل اضافه شدن هستند. اگر چه وجود ویژگی‌های ثابت در افراد قابل انکار نیست اما تحقیقات بیست ساله‌ی کارل دوئک [5]Carol Dweck که در کتاب طرز فکر [6]Mindset منتشر شده است نشان می‌دهد افرادی که باور داشته‌اند که در یک کار می‌توانند پیشرفت کند، نسبت به افرادی که این باور را نداشتند پیشرفتی بیشتری کرده‌اند.

نکته مهم دیگر این است که در اکثر مواقع برای داشتن عملکرد خوب در یک شغل نیاز به داشتن مهارت‌های خاصی هستند نه یک شخصیت خاص. وقتی عملکرد ضعیف خود را به خاطر نداشتن مهارت ببینم برای یادگرفتن مهارت‌ها تلاش می‌کنیم اما اگر به خاطر شخصیت ببینیم، دست از تلاش می‌کشیم.

در مجموع تست‌های شخصیت شناسی به تنهایی ابزاری دقیق و کارآمدی برای انتخاب شغل نیستند. با این حال می‌توان از تست‌های معتبر برای شناخت بهتر خود و استفاده از این شناخت برای بهبود عملکرد استفاده کرد اما باید در انتخاب تست مناسب حتما بسیار دقت کرد، به تأثیرهای منفی آنها آگاه بود و در دام برداشت‌های اشتباه از تست‌های شخصیت شناسی نیفتاد. به ویژه که اینکه بازار فروش تست‌های شخصیتی موجب شده وبسایت‌ها و شرکت‌های بسیاری به صورت گسترده و عمده افراد را به استفاده از تست‌های خود تشویق کنند.

انتخاب شغل مثل انتخاب کفش است!

انتخاب شغل، یک مسئله ریاضی یا حتی یک مسئله بهینه‌سازی نیست که با حل آن بتوان یک شغل ایده‌آل پیدا کرد (در واقع شغل ایده‌آل وجود خارجی ندارند). به خاطر پیچیدگی این مسئله، مدل‌سازی ریاضی یا مهندسی کردن آن ممکن نیست. این دو مثال را در نظر بگیرید:

فرض کنید مقداری پول پس‌انداز کرده‌اید و می‌خواهید آن را سرمایه‌گذاری کنید تا ارزش آن را حفظ کنید و بتوانید سود ببرید. گزینه‌های مختلفی مانند سرمایه‌گذاری در بورس، خرید سکه، خرید ارز، سپرده‌گذاری در بانک و … برای شما ممکن است. در این انتخاب، تنها چیزی که معیار انتخاب است، نرخ سود گزینه است. پس کافی است نرخ سود گزینه‌ها را بدانیم یا بهترین روش که می‌دانیم تخمین بزنیم تا بتوانیم انتخاب کنیم.

انتخاب شغل بیشتر شبیه انتخاب کفش و گوشی همراه است. شما با دیدن کفش یک نفر نمی‌توانید بفهمید که پای او در کفشش چه حسی دارد. اگر از او بپرسید، ممکن است بگوید «کفش نرم و راحتی است ولی کمی گشاد است.» این جمله به شما اطلاعاتی می‌دهد اما هنوز هم مانند آن نیست خودتان آن کفش را بپوشید و خودتان تجربه کنید. البته حتی وقتی کفش او را بپوشید، ممکن چیز دیگری را تجربه کنید. ممکن است آن کفش برای شما تنگ باشد، نه گشاد! چون پای شما متفاوت است.

وقتی که کفشی را امتحان کنید می‌فهمید چیزی که حدس می‌زدید با چیزی که تجربه می‌کنید، متفاوت است. معمولا ما نمی‌توانیم دقیق حدس بزنیم که پایمان در یک کفش چه حسی خواهد داشت. در ضمن تجربه و حس هر فرد مختص به خودش است. چون اندازه و شکل پای شما و پای هر فرد متفاوت است.

حتی ممکن است بعد از انتخاب، معیارهای شما تغییر کند. مثلا هنگام خرید به زیبایی بیشتر اهمیت دهید، اما دو ماه بعد از خرید به این نتیجه برسید که راحتی برای شما مهمتر از زیبایی است.

هر شغل هم مثل یک کفش است. تا وقتی امتحانش نکرده‌ایم، ممکن است حدس‌هایی در مورد آن داشته باشید. ممکن است درباره تجربه دیگران هم بپرسید. اما وقتی درون آن شغل بروید، می‌فهمید که حدستان دقیق نبوده یا حتی کلا متفاوت بوده است. تجربه‌ای هم که دیگران داشتند ممکن است برای شما صدق کند یا نکند. از طرفی تجربه شما ممکن است شبیه یا متفاوت از دیگران باشد. برای همین بهترین راه برای اینکه بفهمیم در یک شغل چه حسی خواهیم داشت، امتحان کردنش است، دقیقا مانند کفش‌ها.

مثال کفش تنها یک مثال است. هر مثالی از جهاتی یک مفهوم را بهتر توضیح می‌دهد از جهاتی هم ممکن است بی‌ربط باشد. شغل و کفش از جهات بسیاری شبیه به هم هستند برای همین ما از این مثال استفاده می‌کنیم. اما این مثال ممکن است از همه نظر شبیه شغل نباشد.

مسئله‌های طلسم شده

انتخاب شغل جز مسائلی هست که در تفکر طراحی (Design Thinking[7]https://www.ideou.com/blogs/inspiration/what-is-design-thinking) به عنوان مسئله‌های طلسم شده (Wicked Problem) دسته‌بندی می‌شود. در این مسائل، صورت مسئله به طور مشخص معلوم نیست. حتی کسی که مسئله را طرح می‌کند خودش نمی‌داند دقیقا چه چیزی می‌خواهد یا تصور دقیقی از وضعیت مطلوب ندارد ندارد. در واقع، در این جور مسائل قسمت بزرگی از تلاش‌ها برای حل مسئله صرف مشخص‌تر کردن صورت مسئله می‌شود.

مسئله انتخاب شغل هم دقیقا به همین صورت است. افراد معمولا نمی‌دانند چه شغلی می‌خواهند یا حدس می‌زنند چه شغلی را دوست دارند، اما دلیلی وجود ندارد که حدسشان درست باشد. به خاطر مشخص نبودن صورت مسئله و وجود گنگی ابهام در آنها، معمولا از روش‌های تکرارشونده یا چرخشی (Iterative) برای حل آنها استفاده می‌کنند. یعنی یک فرایند چند بار تکرار می‌شود و در هر تکرار نتایج جدید بدست می‌آید، وضعیت مطلوب مشخص‌تر می‌شود. از این نتایج هر تکرار در تکرار بعد استفاده می‌شود تا پاسخ بهتری برای مسئله بدست آید.

نکته مهم این است که نتایجی که در حین تکرارها بدست می‌آید، هیچوقت از قبل مشخص یا قابل پیش‌بینی نیست. دستورالعمل انتخاب شغل هم یک فرایند تکرار شونده است. هر بار که شما آن را اجرا کنید، یک شغل را انتخاب کنید و مدتی در آن شغل کار کنید، نتایج، شناخت و تجربه‌های جدیدی بدست می‌آورید که از آنها در تکرار بعدی دستورالعمل آنها را در نظر می‌گیرید و به انتخاب بهتری می‌رسید. در هر تکرار شما بهتر می‌فهمید که از شغلتان، واقعا چه چیزی می‌خواهید. شناخت و تجربه‌ای شما در حین کار کردن بدست می‌آورید، از قبل مشخص نیست و با هیچ تست روانشناسی، جلسه مشاوره و راهکاری دیگری قابل پیش‌گویی نیست.

به همین دلیل است که افراد معمولا در ابتدای مسیر شغلی خود شغلهای متنوعی دارند و بعد از گذر زمان کم کم به سمت یک تخصص گرایش پیدا می‌کنند.

معمولا پراکندگی و تنوع در ابتدای مسیر شغلی بیشتر است و با بیشتر شدن تجربه به سمت یک تخصص می‌رود.

با این تفاسیر بهترین استراتژی برای انتخاب شغل، تجربه کارهای گوناگون است. اما تجربه کردن زمان و انرژی زیادی می‌خواهد. امتحان کردن تمام شغل‌ها شدنی نیست. از طرفی اگر به خودمان فرصت تجربه‌های متفاوت را ندهیم ممکن است هیچ‌وقت به یک سری گزینه‌های خوب نرسیم یا علاقه و استعدادهای واقعی‌مان را کشف نکنیم. پس یک رویکرد بینابینی لازم است که تا جای ممکن بتوانیم با گذاشتن هزینه و زمان کمتر، تجربه‌های بیشتر و موثرتری داشته باشیم. در ادامه این مقاله، به طور کامل این رویکرد را توضیح داده‌ایم.

#TODO کیس استادی خانومی که یکسال ۱۲ یا ۳۶۰ شغل مختلف را امحتان کرد و نتیجش. از کتاب شغل دلخواه خود را پیدا کن.

بهترین استراتژی برای انتخاب شغل، تجربه کردن کارهای مختلف است.

دستورالعمل زیر، درباره این است که چگونه این کار را هوشمندانه انجام دهیم.

مشاور شغلی حرف جدیدی برای شما ندارد!

چون همه چیزهایی که باید بدانید در مقاله‌ها گفته شده است. ولی اگر نمی‌دانید چطور این اطلاعات را در مورد خودتان به کار ببرید، اگر نمی‌دانید مسئله شما چیست، اگر بین چند مسئله گیر کرده‌اید و نمی‌توانید تصمیمی بگیرید یا می‌خواهید سریع‌تر به نتیجه برسید، مشاور شغلی می‌تواند کمکتان کند.

دستورالعمل انتخاب شغل

همانطور در ابتدا گفتیم پنج عامل اصلی که باعث ایجاد رضایت شغلی می‌شوند عبارتند از:

  1. غرق شدن در کار
  2. معنا یا کمک کردن به دیگران
  3. خوب بودن در شغل (یا پیشرفت سریع)
  4. همکارانی که هوایتان را داشته باشند
  5. نبود عامل‌های منفی قوی ( فاصله زیاد خانه تا محل کار، حقوق نامنصفانه، مدیر بداخلاق و … )

از بین این عوامل، تنها عامل ۱ و ۳ مستقیما به شغل یا کار شما (یعنی فعالیت‌هایی که در شغلتان انجام می‌دهید) وابستگی دارد.
عامل دوم با توجه به اینکه شما معنا را در چه می‌بینید می‌تواند مستقیما به فعالیت‌های شغل شما مرتبط باشد یا نباشد.

عامل‌های ۴ و ۵ درباره‌ی محیطی هستند که در آن کار می‌کنید. پس این عامل‌ها را در زمانی که به دنبال کار می‌گردیم باید بررسی کنیم.

با این توضیح، الان باید ببینیم در چه شغلی یا شغل‌هایی می‌توانیم عامل‌های ۱ و ۳ را پیدا کنیم؟ یعنی از کجا می‌توانیم بفهمیم در چه کاری غرق می‌شویم یا در چه کاری خوب هستیم؟

چگونه کفش‌ها/شغل‌های مختلف را امتحان کنیم؟

این دستورالعمل براساس چارچوب تصمیم‌گیری شغلی ارائه شده تیم هشتاد هزار ساعت، روش انتخاب شغل لابراتوار طراحی زندگی دانشگاه استنفورد، تحقیقات در زمینه تصمیم‌گیری، تجربه عملی مشاوران ۱۰۰۰۰روز در هدایت مراجعان خود و سایر منابع تدوین شده است. با وجود رویکرد کلی مشابه در این منابع، سعی شده در بخش از دستورالعمل، تمرین‌ها و شیوه‌های کارآمدتر انتخاب شود. هم اکنون این دستورالعمل در مشاوره‌های ۱۰۰۰۰روز استفاده می‌شود.

پیشنهاد می‌کنیم که این دستورالعمل را در زمانی که وقتتان آزاد است بخوانید تا بتوانید تمرین‌های آن را نیز انجام دهید.

۱. گزینه‌های خود را محدود کنید

با توجه به اینکه در ابتدای مسیر شغلی تجربه‌های کمتری دارید شاید نیاز داشته باشید تعداد بیشتری کفش (شغل) را امتحان کنید. با بیشتر شدن تجربه‌های شما، بهتر متوجه می‌شوید که چه جور کفش‌ها (شغل‌هایی) را دوست دارید و در نتیجه به زمان کمتری برای انتخاب نیاز دارید. (البته باز هم ممکن است مدل‌های متفاوتی از کفش‌ها (شغل‌ها) وجود داشته باشند که تا به سمتشان نرفته‌اید و اگر امتحان کنید خوشتان بیاید.)

شما آنقدر وقت و انرژی ندارید که بتواند همه چیز را امتحان کنید و باید گزینه‌هایتان را اولویت‌بندی کنید. اولویت‌بندی بر اساس حس نمی‌تواند قابل اعتماد باشد. برای همین بر اساس تحقیقات در زمینه تصمیم‌گیری روشی برای اولویت‌بندی پیشنهاد داده‌ایم. از این روش برای مقایسه‌ی شغل کنونی خودتان با گزینه‌های دیگر نیز می‌توانید استفاده کنید.

#TODO از طرفی بررسی معایب و مزایا هم با اینکه به نظر منطقی می‌رسد اما تضمینی وجود ندارد معیارهایی که شما برای مقایسه دو چیز می‌سنجید مهم‌ترین عوامل باشد. از طرفی، خیلی وقت‌ها ما از لیست مزایا و معایب فقط برای منطقی نشان دادن چیزی که از قبل درست می‌دانستیم، استفاده می‌کنیم و اطلاعات جدیدی به ما نمی‌دهد.

الف) یک لیست از همه‌ی گزینه‌ها بنویسید

هر گزینه‌ای که در ذهنتان دارید را بنویسید. سپس سعی کنید گزینه‌های بیشتری را اضافه کنید. سؤال‌های زیر را از خودتان بپرسید تا به گزینه‌های بیشتری برسید.

  • اگر نمی‌توانستید هیچ یک از گزینه‌های زیر را انجام دهید چه می‌کردید؟
  • اگر پول برای شما مسئله نبود، چه می‌کردید؟
  • دوستانتان به شما چه کاری را توصیه می‌کنند؟
  • (اگر تا الان سابقه کار دارید) چجوری می‌توانید از ارتباطات، مهارت‌ها و اعتبار خود استفاده کنید؟
  • آیا می‌توانید گزینه‌های قبلی را با هم ترکیب کنید تا به گزینه‌ی بهتری برسید؟
  • آیا می‌توانید از افرادی که می‌شناسید به گزینه‌های دیگری دست پیدا کنید؟

ب) گزینه‌ها را رتبه‌بندی کنید

گزینه‌ها را بر اساس حدس اولیه خود رتبه‌بندی کنید. اگر زمان بیشتری دارید می‌توانید گزینه‌ها را بر اساس فاکتورهایی که برایتان مهم است رتبه‌بندی کنید.

#TODO آیا می‌توان عامل‌هایی را پیشنهاد داد؟ چرا در ۸۰۰۰۰ پرسنال فیت جدا از جاب ستیسفکشن هست؟ از مقاله زیر استفاده شود برای ایجاد سوال‌های راحت:
What should you look for in a job? Introducing our framework.

سپس سعی کنید گزینه‌ها را حذف کنید و از لیست خود، یک لیست کوتاه بیرون بکشید.

  • گزینه‌هایی که از همه جهات از بقیه گزینه‌ها پایین‌تر هستند را حذف کنید.
  • گزینه‌هایی که در یکی از فاکتورهای مهم خیلی ضعیف است را حذف کنید.
  • اگر رتبه‌ی یکی از گزینه‌ها عجیب به نظر می‌رسد، دلیلش را بررسی کنید. برای هر گزینه از خودتان بپرسید «در چه صورتی ممکن است من اشتباه رتبه‌بندی کرده باشم؟»
#TODO راه‌های کم کردن Bias
Two questions you won’t want to ask yourself but should

پ) مهم‌ترین ابهام/ابهام‌های هر گزینه را بنویسید

چه اطلاعاتی ممکن است رتبه‌بندی شما را تغییر دهد؟ اگر فقط بتوانید جواب یک سؤال را پیدا کنید، کدام سؤال را انتخاب می‌کنید؟ به طور مثال «آیا من از برنامه‌نویسی لذت می‌برم؟» این موارد را در کنار گزینه‌هایتان یادداشت کنید.

#TODO ترس‌های خودمان را هم بنویسیم. Fear Setting

ت) کمی درباره‌ی ابهام‌ها تحقیق کنید

آیا راهی وجود دارد که سریع ابهام‌های خود را بر طرف کنید؟ به طور مثال اگر نمی‌دانید که یک Data Scientist چه کاری انجام می‌دهد، آیا می‌توانید از کسی در این زمینه درباره‌ی آن بپرسید؟

ث) گزینه‌های برتر

اگر تا اینجا یک گزینه‌ی برتر شاخص داشتید، می‌توانید آن را دنبال کنید. یادتان باشد پس از مدتی تجربه کردن آن گزینه دوباره برگردید و ببینید واقعیت چقدر با ارزیابی‌ای که الان انجام دادید همخوانی داشت و در صورت نیاز این فرآیند را تکرار کنید.

معمولا افراد چند گزینه دارند که نمی‌توانند یا دلشان نمی‌آید که هیچکدام را حذف کنند. در این صورت، توصیه می‌کنیم که این گزینه‌ها را امتحان کنید.

۲. اول با تست‌های کم‌هزینه‌تر شروع کنید

سعی کنید تست‌هایی را انجام دهید که بیشترین شباهت را به انجام دادن همان کار داشته باشد و کمترین هزینه (زمان و انرژی و پول) ممکن را داشته باشد.

مثلا برای اینکه بفهمید به اقتصاد علاقه دارید یا نه، انتخاب رشته‌ی اقتصاد در مقطع کارشناسی ارشد تست خوبی نیست، چون هزینه‌های بسیار بالایی می‌خواهد. شرکت کردن در یکی از درس‌های اصلی اقتصاد تست بهتری است برای اینکه بفهمید به موضوعات اقتصاد علاقه دارید، چون هزینه‌ی کمتری دارد. حتی قبل از آن هم تست‌های کم‌هزینه‌تری هستند که می‌شود انجام داد. بعد از آن هم می‌توانید با یک کارآموزی در یکی از شرکت‌های فعال در زمینه‌ی مالی فضای کاری و شغل‌های مختلف را مشاهده کنید. دقت کنید در سطح کارآموزی شاید وظایف شما با وظایف و مسئولیت‌های شغلی که می‌خواهید یکی نباشد. پس سعی کنید وظایفی که افراد دیگر در شغل‌های مختلف انجام می‌دهند را ارزیابی کنید. در صورتی که پس از تست‌ها به این نتیجه رسیدید که اقتصاد را به صورت تخصصی دنبال کنید، آن وقت شرکت در رشته‌ی اقتصاد در مقطع کارشناسی ارشد منطقی است.

پس سعی کنید از کم‌هزینه‌ترین تست‌ها شروع کنید و بعد تست‌های کامل‌تر و پرهزینه‌تر را انجام دهید. می‌توانید مثل گام‌های زیر عمل کنید.

  • شغل مورد نظرتان را گوگل کنید و career reviewهای مرتبط را بخوانید. از آنجا که اینگونه مطالب به فارسی کمتر پیدا می‌شود پیشنهاد می‌کنیم هم انگلیسی و هم فارسی جست‌وجو کنید.
  • با یک فرد که در آن زمینه کار می‌کند صحبت کنید. اینگونه افراد می‌توانند به شما اطلاعاتی بروز و متناسب شما بدهند.
  • با دو یا سه نفر دیگر در این زمینه صحبت کنید.
  • به دنبال پروژه‌های کوتاه مدت (۱ تا ۴ هفته‌ای) در این زمینه بگردید. در برخی زمینه‌ها مثل برنامه نویسی شما می‌توانید برای خودتان یک پروژه تعریف کنید و انجامش دهید. در برخی زمینه‌ها شما می‌توانید به صورت فریلنسر کار کنید. برعکس برخی شغل‌ها را تنها به عنوان عضوی از یک سازمان یا تیم می‌توان انجام داد. در مورد پیدا کردن چنین فرصت‌هایی برای تجربه کردن بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد. (کمی پایین‌تر می‌توانید در خبرنامه ایمیلی ما عضو شوید تا از انتشار مطالب بعدی مطلع شوید.)
  • حالا به تست‌های بلندمدت‌تر فکر کنید، مثل شروع به کار در یک زمینه یا ادامه تحصیل در یک رشته.

در هر مرحله شما بررسی می‌کنید که آن گزینه برای شما مناسب است یا خیر. شرایط برای شغل‌ها و زمینه‌های مختلف بسیار متفاوت است. پیدا کردن فرصت تست کردن بعضی کارها بسیار بسیار سخت است. مثلا چگونه می‌شود کار یک جراح قلب را تست کرد قبل از اینکه بخواهیم تصمیم بگیریم رشته‌ی پزشکی را برای دانشگاه انتخاب کنیم یا نه؟ شاید بعضی وقت‌ها یک کار را نتوان واقعا تجربه کرد اما باید تمام اطلاعاتی را که می‌توانیم بدست بیاوریم. هدف اصلی این است که ما بر اساس حدسیات و فرضیات قبلی خودمان تصمیم نگیریم. بلکه بر اساس اطلاعات واقعی و دست اول (حاصل از مشاهده و تجربه‌ی خود خودمان) انتخاب کنیم. در حالت کلی نمی‌توانیم برنامه‌ی جامعی ارائه کرد که هر کس برای امتحان کردن هر کاری استفاده کند. برنامه‌ی مناسب برای هر فرد با توجه به کاری که می‌خواهد امتحان کند، شرایط و فرصت‌هایی که دارد متفاوت است. اما اصل کلی این است که تا جای ممکن با هزینه کمتر کارها را امتحان کنیم تا بتوانیم به نتیجه برسیم. چند نکته زیر هم ممکن است در امتحان کردن کارها به شما کمک کند.

  • ابتدا گزینه‌های برگشت‌پذیر را امتحان کنید. گزینه‌ها برگشت‌پذیر آنهایی هستند که فرصت امتحان گزینه‌های دیگر را از شما نمی‌گیرند.
  • گزینه‌هایی را انتخاب کنید که فضای امتحان کردن بیشتری به شما می‌دهند. مثلا می‌توانید در صنعت‌های مختلفی کار کنید، مهارت‌های مختلفی را تمرین کنید. یا به سراغ گزینه‌هایی بروید که زمان کمتری از شما می‌گیرد تا بتوانید با بقیه وقتتان به کارهای دیگری بپردازید. به طور مثال فارغ‌التحصیلان رشته مهندسی صنایع در شغل‌های بسیار متنوعی در صنعت‌های مختلف مشغول به کار می‌شوند یا کار کردن در تیم یا شرکت‌های کوچک باعث می‌شود نقش و مسئولیت‌های گوناگونی داشته باشید و کارهای مختلفی را امتحان کنید.
  • اگر در شغلی مشغول به کار هستید، در کنار شغلتان گزینه‌های دیگر را امتحان کنید. در زمان‌های خالی می‌توانید یک پروژه در زمینه‌ی دیگر انجام دهید یا حداقل درباره یک شغل جدید از افراد مختلف پرس‌وجو کنید.

در آینده، بیشتر در مورد تست کردن شغل‌ها توضیح می‌دهیم. در خبرنامه ایمیلی ما عضو شوید تا در زمان انتشار آنها باخبر شوید.

برای با خبر شدن از نوشته‌های جدید، ایمیلت را اینجا بنویس.
Loading

چکیده روش امتحان کردن کفش‌ها/شغل‌های مختلف

  1. گزینه‌های خود را لیست کنید و سپس گزینه‌ها را حداکثر به ۳ تا ۵ گزینه محدود کنید.
  2. برای گزینه‌های باقی مانده یک یا دو تست کم‌هزینه که می‌توانید در ۳ ماه بعدی انجام دهید بنویسید.
  3. بهترین ترتیب برای انجام دادن تست‌ها را پیدا کنید.
  4. بعد از انجام تست‌ها شما خود به خود به تصمیم واضح‌تری می‌رسید و می‌دانید باید چه کار کنید.

در صورتی که همچنان چند گزینه دارید می‌توانید بعد از هر تست، یا هر زمانی که خواستید این فرآیند را تکرار کنید. یادتان باشد که با جلو رفتن در مسیر شغلی خود، تجربه بیشتری بدست می‌آورید و می‌توانید سریع‌تر و دقیق‌تر تصمیم بگیرید. انتظار نداشته باشید در ابتدای مسیر شغلی بتوانید خیلی دقیق مشخص کنید که در چه گرایش تخصصی از یک شغل کار می‌کنید و مهارت‌های خاص شما چه خواهد بود. بلکه بپذیرید که ممکن است جزئیات برای شما واضح نباشد و همیشه برای تجربه کردن به خودتان زمان بدهید.

جمع‌بندی

اینکه بفهمیم به چه کاری بپردازیم سؤال بسیار مهمی است و مدام باید به آن جواب دهیم. وقتی اولین بار با این سؤال مواجه می‌شویم، یک دنیا ابهام جلوی چشممان وجود دارد. طبیعت انسان این است که دوست دارد ابهام‌ها را به قطعیت تبدیل کند. برای همین جواب‌های فرموله شده به این سؤال همیشه پرطرفدار است اما الزاما کارآمدترین جواب در بلندمدت نخواهد بود. از طرفی شاید انتظار داشته باشیم با فکر کردن و خودشناسی شغلی که دوست داریم را پیدا کنیم یا اینکه مثل سرگذشت برخی از آدم‌های موفق، طی یک اتفاق ناگهانی و عجیب، روزگار مسیری که باید برویم را به ما نشان خواهد داد. اما در حقیقت این باورها تنها ما را از جلو رفتن باز می‌دارد.

فهمیدن اینکه چه کاری برای ما مناسب است اتفاقی یکباره و یک بار در زندگی نیست که در یک روز در اتاق پشت درهای بسته اتفاق بیفتد. بلکه انتخاب شغل خوب فرآیندی است که در طی چند سال و در حین زندگی اتفاق می‌افتد. ما باید خودمان مسئولانه به دنبال ساخت سرنوشت خودمان برویم و به دنیای پر از ابهام آینده‌مان قدم بگذاریم و بهترین راه برای رو به رو شدن با ابهام انتخاب شغل، رفتن به داخل ابهام است. به همین خاطر تجربه کردن بهترین توصیه‌ای است که می‌توان پیشنهاد داد. به تدریج با بیشتر شدن تجربه‌ها، شما خودتان را بیشتر کشف می‌کنید و بهتر می‌فهمید که چه کاری را باید انجام دهید. البته شروع این مسیر و روبرو شدن با ابهام‌ها و گذشتن از آنها کار آسانی نیست به همین خاطر سعی کردیم با روش‌هایی که گفتیم در این مسیر همراه شما باشیم.

مشاور شغلی حرف جدیدی برای شما ندارد!

چون همه چیزهایی که باید بدانید در مقاله‌ها گفته شده است. ولی اگر نمی‌دانید چطور این اطلاعات را در مورد خودتان به کار ببرید، اگر نمی‌دانید مسئله شما چیست، اگر بین چند مسئله گیر کرده‌اید و نمی‌توانید تصمیمی بگیرید یا می‌خواهید سریع‌تر به نتیجه برسید، مشاور شغلی می‌تواند کمکتان کند.

این مقاله چقدر مفید بود؟
[کل: ۹ میانگین: ۴.۶]

پی‌نوشت‌ها   [ + ]

۲ دیدگاه

  • با سلام.
    اولین سایتی بود که دیدم عینی و واقعی به شغل نگاه میکند، نه تئوری و کلیشه ای.
    مطالب خوبی بود. آفرین.
    موفق باشید.

    Reply
    • سلام بر شما

      ممنون از اشتراک نظرتون. خوشحالیم که چنین ارزیابی‌ای داشتید.

      سلامت باشید

      Reply

دیدگاهتان را بنویسید

Scroll to Top