خلاصه راهنمای مسیر شغلی

این خلاصه، شامل مهم‌ترین نکات راهنمای مسیر شغلی است و به شما یک دید کلی از تمام این راهنما می‌دهد. بسیاری از جزئیات در این خلاصه حذف شده است ولی در صورت تمایل به مطالعه بیشتر، از طریق لینک‌های داخل متن‌ها، می‌توانید نوشته کامل هر نکته را پیدا کنید.

وقتی می‌خوای انتخاب رشته کنی، ولی نه علاقتو میشناسی نه رشته‌ها رو…

اینکه در زمان انتخاب رشته، نه رشته‌های دانشگاهی را بشناسید و کارهای مورد علاقه‌تان را بشناسید کاملا طبیعی است. چون عملا سیستم آموزشی کسی را برای این موضوع آماده نمی‌کند. در واقع، وقتی شما وارد دانشگاه می‌شوید، تازه وقت آن است که به دنبال علاقه‌هایتان بگردید و رشته‌ها و زمینه‌های کاری را بهتر بشناسید.

پس نگران نباشید. چون انتخاب رشته قرار نیست سرنوشت شما را تعیین کند. امروزه روش‌های یادگیری جایگزینی ایجاد شده‌اند که از طریق آنها و بدون نیاز به دانشگاه می‌توانید وارد بازار کار شوید. حتی اگر انتخاب رشته خوبی هم داشته باشید، باز هم تحصیلات دانشگاهی برای موفقیت شما در آینده کافی نیست و شما باید بتوانید خودتان دانش و مهارتان را افزایش دهید. البته از مزایای کناری حضور و تحصیل در دانشگاه هم نباید غافل شد. بسیاری از اوقات این مزایای کنار ارزشمندتر از مدرکی است که دانشگاه به ما می‌دهد.

اما به هر صورت، همه برای ورود به دانشگاه ناچاریم یک سری رشته را انتخاب کنیم و باید سعی کنیم بهترین انتخاب را انجام دهیم. به همین خاطر با توجه به شناخت نداشتن از رشته‌ها و علایقشان در این سن، منطقی است رشته‌های را انتخاب کنیم که در آینده گزینه‌ها و فرصت‌های بیشتری را جلوی رویمان قرار دهد.

انتخاب رشته‌هایی که نهایتا به یک شغل خاص یا زمینه کاری محدود منتهی می‌شوند، تنها برای کسانی مناسب است از قبل آن شغل یا زمینه کاری را تست کرده‌اند و درباره انتخابشان مطمئن هستند. چون حدس‌های ما درباره علایقمان با احتمال خیلی زیاد اشتباه از آب در می‌آید.

وقتی نمی‌دونی به چه شغلی علاقه داری و نمی‌دونی باید چیکار کنی…

انتخاب شغل یک مسئله پیچیده است و یک مسئله ریاضی نیست که تنها با تحلیل‌ها منطقی بشود آن را حل کرد. پاسخ این مسئله به تجربه فرد بستگی دارد. هر چقدر فرد کارهای کمتری را تجربه کرده باشد، کمتر می‌داند که به چه چیزی علاقه دارد.

به همین خاطر است که بهترین کاری افراد کم تجربه می‌توانند بکنند این است که از فرصت‌های اطرافشان استفاده کنند تا کارهای مختلف را تجربه کنند.

هر چقدر تجربه‌های مختلف بیشتر شود، شما بهتر و دقیق‌تر می‌فهمید به چه کاری علاقه دارید و حتی دوست دارید با چه سبکی آن کار را انجام دهید. به همین خاطر مسیر شغلی هر فرد به صورت طبیعی به شکل زیر است. ابتدای مسیر پر از پیچ و خم و به سمت‌ها مختلف رفتن و هر چی بیشتر می‌گذرد، مسیر شغلی شما مشخص‌تر می‌شود.

هر چقدر سن کمتری داشته باشید، هزینه تست کردن کارهای مختلف کمتر است. زیرا حمایت خانواده از شما بیشتر است و مسئولیت‌های کمتری بر دوش شما است. فعالیت‌های فوق برنامه در دانشگاه یکی از بهترین بسترها برای تجربه کردن است.

وقتی می‌خوای کار پیدا کنی…

پیدا کردن شغل، خودش یک شغل تمام وقت است و معمولا چند ماه زمان می‌برد و در طی این مدت هر فرد بارها رد می‌شود. پس باید از قبل، از نظر ذهنی برای این کار فرسایشی آماده باشید.

کار پیدا کردن مانند فرآیند فروش است. شما باید فرصت‌های زیادی را پیدا کنید، آنها را متقاعد کنید و سپس مذاکره کنید.

ایمیل کردن و فرستادن رزومه رایج‌تری کاری است که افراد برای پیدا کردن کار می‌کنند اما کمترین احتمال موفقیت را هم دارد. زیرا آخرین چیزی که کارفرماها و مدیران منابع انسانی برای استخدام، به سراغشان می‌روند، جست‌وجو در سایت‌های کاریابی است.

برای پیدا کردن فرصت‌های بهتر، به فرستادن رزومه اکتفا نکنید، به سراغ افرادی که می‌شناسید بروید، با آنها صحبت کنید و از آنها بخواهید شما را به کسانی که ممکن است استخدامتان کنند معرفی کنند.

برای متقاعد کردن، در درجه اول باید نشان دهید که می‌توانید مسائل کارفرما که در قالب یک شغل تعریف شده‌اند را حل کنید.پس سابقه‌های اصلی خود را پررنگ کنید و سابقه‌های نامربوط را که کمی به متقاعدسازی نمی‌کند حذف کنید. این کار را هم در رزومه و هم در مصاحبه انجام دهید.

اگر سابقه مرتبط کافی ندارید که از استراتژی‌های دیگر مثل کارآموزی، انجام پروژه فرضی یا استخدام در یک شغل نزدیک برای رسیدن به شغل استفاده کنید.

همچنین باید نشان دهید به طور کلی و از نظر رفتاری هم فرد مناسبی هستید و برای کارفرما مسائل حاشیه‌ای ایجاد نمی‌کنید.

قبل از آن هم مطمئن شوید رزومه و لینکدین شما بروز و حرفه‌ای است و ردپای غیرحرفه‌ای خود را در اینترنت پاک کنید.

پس از متقاعدسازی، مذاکره کردن را فراموش نکنید. به جز در چند حالت خاص، در اکثر موارد نه تنها مذاکره باعث رد شدن شما نمی‌شود، بلکه در طی چند دقیقه می‌تواند مزایای بسیار زیادی را برای چند سال شما فراهم آورد.

وقتی نه از شغلت متنفری، نه عاشقشی…

اگر در چنین وضعیتی هستید، هیچ مشکلی وجود ندارد. شاید فکر کنید که شما باید حتما عاشق شغلتان باشید. اما هیچ قانونی هم وجود ندارد که شما الزاما باید عاشق کارتان باشید. حتی شما می‌توانید علاقه‌هایتان را خارج از شغلتان دنبال کنید و شغلتان برای شما فقط کارکرد درآمدزایی داشته باشد.

از طرفی، خبر خوب این است که شما از شغلتان متنفر نیستید. این یعنی عوامل قوی نارضایتی در شغل شما وجود ندارد.

احساس ما به شغل صفر و یک یا یک عدد مثلا بین صفر یا صد نیست. جنبه‌های خیلی زیادی در هر شغل وجود دارد که احساس ما نسبت به شغل می‌سازند.

برخی از جنبه‌ها یا ویژگی‌های شغل اثر قوی‌تری در احساس ما به شغل یا همان رضایت شغلی ما دارند. این عوامل مهم عبارتند از:

  • غرق شدن یا جذب شدن در کار (به طوری که گذر زمان را حس نکنیم)
  • احساس اینکه از طریق کارمان به دیگران کمک می‌کنیم
  • خوب بودن در انجام کارمان (یا پیشرفت سریع)
  • داشتن همکارانی که هوایمان را داشته باشند
  • نبودن عامل‌های منفی قوی

شما می‌توانید به طور کیفی میزان حضور عوامل بالا را در شغلتان بررسی کنید یا با استفاده از پرسشنامه، میزان رضایت شغلی خود را بسنجید.

هدف از انجام این کار این نیست که در انتها به یک عدد برسیم. بلکه با این کار، آگاه می‌شویم که چه جنبه‌های از کارمان را دوست داریم و چه جنبه‌هایی را می‌توانیم بهبود دهیم. این آگاهی به کمک می‌کند به جای اینکه همیشه به راه حل صفر و یکی، تحمل یا ترک شغل فکر کنیم، به راه حل‌های خلاقانه‌ای برای بهبود وضعیت شغلمان برسیم.

برای با خبر شدن از نوشته‌های جدید، ایمیلت را اینجا بنویس.

این مقاله چقدر مفید بود؟
[کل: ۲ میانگین: ۵]
Scroll to Top